تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
او با خار يا چيز تيزى زخمى شده بود ، فرمود محلّش را داغ كردند . از جابر روايت است سياهرگ ساعد سعد بن معاذ از تير دشمن زخمى شده بود ، پيغمبر برايش داغ كرد ، در صحيح مسلم آمده است تير در سياهرگ ساعد سعد بن معاذ رفته بود ، پيغمبر ( ص ) با دست خود آن را بيرون كشيد و با كارد دوباره آن را پاك كرد . در سنن ابن ماجه آمده است كه پيغمبر ( ص ) دوباره سياهرگ سعد را داغ كرد . ابن سعد در طبقات مىنويسد كه ابو طلحه [ در زمان پيغمبر ( ص ) ] داغ مىكرد و انس را براى علاج لقوه داغ كردند . در صحيح بخارى آمده است كه انس را به واسطه ذات الجنب داغ كردند . در جامع ترمذى مىخوانيم كه اسعد بن زراره را به خاطر زخم خار داغ كردند . ابن حجر گويد : روايت صحيحى نداريم كه پيغمبر ( ص ) شخصا داغ كرده باشد ، جز آنكه قرطبى به طبرى نسبت مىدهد و حليمى با لفظ « روى » مىآورد كه پيغمبر ( ص ) به واسطهء جراحتى كه برداشته بود ، داغ شد . روايت ثابت و صحيح آن است كه پيغمبر ( ص ) در احد زخمى شد و فاطمه قطعه حصيرى سوزاند و زخم حضرت را با آن بست . اما اين ، داغ كردن به معناى معهود نيست . ابن القيم نيز در الهدى بر آن است كه حضرت داغ نشده است . خطابى گويد : پيغمبر ( ص ) زخم سعد بن معاذ را داغ كرد كه خون بند بيايد ، مبادا مجروح از خونريزى بميرد . در چنين موردى از داغ استفاده مىشد و اين نوع معالجه را خواص و بيشتر عوام مىشناختند و در مثل نيز آمده : « آخر الدواء الكى » كه داغ كردن را جزء درمانها ( و آخرين درمان ) آورده‌اند . ( 1 )

مردى كه نام خدا را بر زبان مىآورد و بر زخمها مىدميد

در الاصابه در احوال كهيل ازدى صحابى آورده كه براى پيغمبر ( ص ) خبر آوردند : تعداد زخميان ، زخمى فراوان است . حضرت به كهيل فرمود : برو و در راه بايست و هر مجروحى گذشت ، بسم الله بگو و در زخمش بدم . ( 2 )

كسى كه طب بلد نيست ، جايز نيست طبابت كند

ابو داوود ، نسائى و دارقطنى مرفوعا روايت كرده‌اند كه هر كس بدون علم ، طبابت نمايد ( براى آسيبهايى كه مىزند ) ، ضامن است . ابو نعيم آورده است : چه لطمه جانى باشد ، چه كمتر از آن . ابن طرخان گويد : اين حديث احتياط كامل را مىرساند و افزون بر حكم شرعى ، حكمى سياسى و حكومتى است .