( 1 )
قرنطينه
در صحيحين آمده است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : هرگاه در سرزمينى و با پديد آمد و شما آنجا بوديد ، بيرون مگريزيد ؛ يا اگر شنيديد در سرزمينى و با پديد آمده ، به آنجا مرويد . به سبب همين حديث ، عمر كه رهسپار شام شده بود ، چون شنيد در شام و با آمده است ، بازگشت .
ابن طرخان از پيغمبر ( ص ) روايت مىكند : داخل سرزمينى كه در آن طاعون پديد آمده ، نشويد . نيز از پيغمبر ( ص ) روايت شده « من القرف التلف » يعنى خود را به نزديكى مرض افكندن ، همانا تلف شدن است . البته اين سخن را در جواب كسى فرمود كه خبر داد زمين بارورى در يمن وجود دارد ، ولى وباخيز است . خطابى و ابن اثير در مورد اين حديث اشاره كردهاند كه منظور حضرت ، شگون بد زدن نيست ؛ بلكه پرهيز از واگير و سرايت مىباشد و جنبهء طبى دارد ؛ چنان كه طلب هواى مناسب ، از مفيدترين چيزها براى بدن است و فساد هوا ، از مضرترين چيزهاست و البته همه تأثيرات طبق اذن و مشيت الهى واقع مىشود . نيز ابو نعيم روايت كرده كه هرگاه چشم يكى از زنان پيغمبر ( ص ) درد مىكرد ، نزد او نمىرفت تا چشمش خوب شود .
( 2 ) مؤلف گويد : از عجيبترين چيزهايى كه برخوردم ، نامه سلطان ابو العباس منصور است به فرزندش ابو فارس ، نايب وى در مراكش ، و آن در سال 1011 بوده است كه در سوس و با پديد آمد ، مىنويسد : رقعه يا نامهاى كه از سوس مىرسد ، خودت نخوان ، بده كاتب بخواند و مضمونش را به شما خبر دهد ، و كاتب نيز بايد دستش را با سركهء تند بشويد و خشك كند .
اين همان عملى است كه فرنگيان قرنطينه گويند . دو عالم تونسى ، يكى محمد المناعى مالكى در حرمت ، و ديگر محمد بيرم حنفى در جواز قرنطينه كتاب نوشتهاند ، و از قرآن و سنت استفاده نمودهاند . « 1 » در ارشاد السارى در تفسير آيهء
خُذُوا حِذْرَكُمْ
« 2 » آورده است كه بر وجوب حذر كردن از هر نوع احتمال ضرر دلالت مىكند ؛ هم چنان كه دور شدن از ديوار كج و ترك خورده واجب شمرده شده ، پرهيز از و با و معالجه مرض با دارو نيز واجب است . البته بايد مستلزم مفسده شرعى نباشد .
حكيم عرب ، لقب كه بود ؟
( 3 ) در احوال ابرهة بن شرحبيل بن ابرهة بن الصباح اصبحى حميرى آمده است كه بر پيغمبر ( ص ) وارد شد . حضرت رداى خود را براى او گسترد . اين شخص در شام مىزيست و
هامش
( 1 ) . نيز ر . ك : طهطاوى ، رفاعه ، سفرنامه پاريس .
( 2 ) . نساء ، 71 .