يهودى بود كه مسلمان شد و در جنگ احد به شهادت رسيد و وصيت كرده بود كه پيغمبر ( ص ) آن باغ را به هر مصرفى كه خدا ارائه كند ، برساند . از پيغمبر ( ص ) هر چه ماند ، صدقه ( وقف ) بود . ابن شبه در اخبار مدينه همين مطلب را آورده است و همچنين سمهودى در وفاء الوفاء « 1 » از واقدى نقل مىكند كه پيغمبر ( ص ) اين اماكن را در سال هفتم وقف كرد :
اعراف ، برقه ، ميث ، دلال ، حسن ، صافيه و مشربه ام ابراهيم .
( 1 ) در الصحيح آمده است كه عمر ، باغهاى مخيرق و نخلستان بنى نضير را كه پيغمبر ( ص ) وقف كرده بود ، به على ( ع ) و عباس واگذاشت ، اما خيبر و فدك را در دست خود نگه داشت و آن اوقات به دست عثمان رسيد و عثمان به اقطاع مروان داد و در دست فرزندان مروان باقى ماند . قرطبى گويد : عمر موقوفات پيغمبر ( غير از خيبر و فدك ) را به دست على ( ع ) و عباس هر دو با هم داد ، كه اگر به يكىشان مىداد ، بر ديگرى سخت مىآمد و اگر به هر كدام جدا جدا مىداد ، گمان مىرفت ميراث است ، بدين گونه خواست مادهء اختلاف را ببرد . قاضى عياض در الاكمال آورده كه على ( ع ) و عباس اختلاف نزد عمر آوردند و على ( ع ) بر عباس پيروز شد ، و آن موقوفات به دست حسن ( ع ) ، آنگاه حسين ( ع ) و سپس به دست على بن الحسين ( ع ) رسيد ، سپس به دست حسن بن الحسن ( ع ) و زيد بن الحسن و عبد الله بن الحسن ، و آنگاه به دست بنى عباس افتاد .
( 2 ) در صحيح بخارى از انس روايت شده كه ابو طلحه توانگرترين انصار بود و از همهء اموال خود ، باغ بيرحاء را كه در سمت قبله مسجد قرار داشت ، بيشتر دوست مىداشت و پيغمبر ( ص ) داخل آن باغ مىشد و از آب گواراى چاه آن مىنوشيد . انس گويد : وقتى آيهء «
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
» « 2 » نازل شد ، ابو طلحه برخاست و گفت : يا رسول الله ، محبوبترين اموال من بيرحاء است و آن را در راه خدا صدقه قرار مىدهم و اميدوارم ثواب و ذخيرهء آخرتم باشد ، در هر مصرفى كه خدا تو را راه نمايد ، قرار بده . حضرت فرمود : چه مال سودمندى ! آنچه گفتى شنيدم . نظر من آن است كه وقف نزديكان خود قرار دهى .
ابو طلحه گفت : يا رسول الله ( ص ) همين كار را مىكنم و آن را ميان پسر عموها و نزديكان خود تقسيم كرد . در روايات ديگر ، آن باغ را به ابى حسان بخشيد و گويند حسان سهم خود را به معاويه فروخت . معاويه پرسيد : براى صدقه ابو طلحه پول مىخواهى ؟ حسان گفت : آيا يك صاع خرما را به يك صاع درهم نفروشم ! و آن باغ محل قصر بنى جديله است كه معاويه
هامش
( 1 ) . سمهودى ، وفاء الوفاء ، ص 152 .
( 2 ) . آل عمران ، 92 .