تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
را بر صدقات ازد ، و كهل بن مالك هذلى را بر صدقات هذيل گماشت . نيز به نقل از ابو داوود و نسائى ، از عايشه روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) ابو جهم بن حذيفه را براى گردآورى صدقات اعزام كرد . نيز در الاصابه در احوال خالد بن سعيد بن العاص آمده كه پيغمبر ( ص ) او را بر صدقات مدحج گماشت ، و در احوال خزيمة بن عاصم عكلى هم مىنويسد كه خزيمه و عدس بر پيغمبر ( ص ) وارد شدند و حضرت ، خزيمه را بر احلاف گماشت و اين حكم را برايش نوشت : « من محمد رسول الله لخزيمة بن عاصم انى بعثتك ساعيا على قومك فلا يضاموا و لا يظلموا » . نيز آورده است كه پيغمبر ( ص ) رافع بن مكيت جهنى را بر صدقات قومش گماشت . در احوال سهل بن منجاب تميمى هم به نقل از طبرى مىنويسد : وى از جمله كارگزاران پيغمبر بر صدقات بنى تميم بود و در زمانى كه پيغمبر ( ص ) رحلت كرد ، وى همين شغل را داشت . در احوال عكرمة بن ابى جهل مىنويسد كه پيغمبر در سال وفاتش وى را بر صدقات هوازن گماشت . در احوال مالك بن نويره كه هم رديف ملوك بود ، آورده است كه پيغمبر او را بر صدقات قومش گماشت . در احوال متمم بن نويره تميمى هم مىنويسد كه او را براى گردآورى صدقات بنى تميم فرستاد . در احوال مرداس بن مالك غندى آمده است كه پيغمبر وى را متولى صدقات قومش قرار داد . پيغمبر ( ص ) در حكم گردآورندهء زكات مىنوشت كه نبايد در گرفتن زكات گزينش به خرج دهد و بهترين اموال را به عنوان زكات برگيرد . « 1 » ( 1 )

كاتب صدقات در زمان پيغمبر كه بود ؟

ابن حزم در جوامع السير نوشته كه كاتب پيغمبر ( ص ) در مورد صدقات ، زبير بود و هرگاه او نبود يا عذرى داشت ، جهم بن صلت يا حذيفة بن يمان مىنوشتند . از قضاعى نقل كرده‌اند كه زبير و جهم ، كاتب صدقات بودند و احوال جهم بن سعد در الاصابه آمده است . در بعضى كتب ، نام اين شخص را جهيم نوشته‌اند ، اما آن طور كه در تاريخ صمادحى آمده ، جهيم پسر صلت مىباشد و ظاهرا جهم و جهيم دو نفر هستند . در صبح الاعشى « 2 » مىنويسد : زبير بن عوام و جهيم بن صلت ، اموال صدقات را مىنوشتند و حذيفه ، خرماها را برآورد مىكرد . اگر اين خبر راست باشد ، بنياد ديوانها از زمان پيغمبر بوده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 31 ، احوال قرة بن دعموص نميرى . ( 2 ) . قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 11 .