خبر دروغ را بشنوند و بازگردند . « 1 »
ظاهر اين است كه مهاجران اول ، نزد نجاشى نرفتهاند و چه بسا اصلا نجاشى از آمد و رفت آنها هم با خبر نشده باشد . در روايات سيره هم مطلبى كه نحوهء فعاليت مهاجران اول را روشنى ببخشد ، نداريم بلكه مىنويسند پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در اشتياق اخبار آنها بود و چنين مىنمايد كه جز اطلاعاتى اندك از يكى از زنان مسافر « 2 » آگاهى مفيدى به دست نياورد .
منابع ، همگى از كيفيت اين سفر ساكتاند تا در شوال همان سال عدهاى از آنها و به احتمال قوىتر همهشان برمىگردند .
بازگشت مهاجران به مكه
منابع دربارهء علت بازگشت مهاجران آن هم بعد از مدت كوتاه سه ماه اختلاف دارند . عدهاى همچون موسى بن عقبه و واقدى و طبرى « 3 » برآنند كه مهاجران ، پس از شنيدن خبر مسلمان شدن اهل مكه بر اثر داستان غرانيق بازگشتند . « 4 »
گروه ديگر نيز بازگشت مهاجران را مربوط به خبر ( دروغ ) مسلمان شدن اهل مكه
هامش
( 1 ) . ابن سعد : الطبقات : 1 / 206 ؛ ابن اسحاق : السير . . . ص 178 ؛ بلاذرى : الانساب . . . ، 1 / 228 .
( 2 ) . البيهقى : دلايل النبوه ، 2 / 267 ؛ ابوالفداء : البداية و النهاية ، قاهره ، بيتا ، 2 / 3 ، ص 65 .
( 3 ) . ابن سعد ( به روايت از واقدى ) : الطبقات ، 2 / 340 - 341 ؛ موسى بن عقبة : المغازى ، صص 69 - 67 ؛ البيهقى : دلائل النبوة ، 2 / 291 ؛ كلاعى : الاكتفاء ، 1 / 351 - 352 ، عيون الاثر ، 1 - 120 . ابن اسحاق نيز بازگشت مهاجران را نوشته ولى نه به تفصيل ، السير . . . ، صص 178 - 177 .
( 4 ) . در بعضى تفاسير ذيل آيه « أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى » ، سوره نجم 20 و 19 ، آوردهاند كه شيطان اين كلمات را القاء نمود : « انهن الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لهى التى ترتجى . » اهل حديث در رد اين قصه كوشيدهاند و نيز ر ك : مغازى رسول اللّه ، عروة بن زبير ، صص 108 - 106 . [ احتمال قوى مىرود در مجلسى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله آيات را تلاوت مىفرمود ، يكى از مشركان به نفع بتان شعارى داده است و كسانى سهوا يا عمدا آن را صادر از آن پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله انگاشتهاند . به هر حال سياق آيات با قصه غرانيق سازگار نيست .