بوده است . « 1 »
آخرين نظريه ضمن تأييد اينكه مهاجرت اول در حقيقت هيئت نمايندگى پيغمبر به سوى نجاشى بود كه در امر مهاجرت گفتگو كند ، بازگشت آنان را به شايعهء مسلمان شدن مكيان مربوط نمىكند ، بلكه مىگويد : نجاشى جواب را موكول به اين كرد كه حقيقت گفته مهاجران را تحقيق نمايد « 2 » و پس از آنكه مأمور براى تحقيق فرستاد و معلوم شد كه مهاجران راست مىگويند آنگاه مهاجران اجازهء بازگشت يافتند . « 3 » [ باز هم مسأله تعداد زياد مهاجران براى چنين مأموريتى توجيه نمىشود ]
البته يكى از منابع سيره به اينكه نجاشى هيئتى نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرستاد ، اشاره دارد كه شامل هفت راهب و پنج كشيش بود و آيهء 83 سورهء مائده در آن باب نازل شد :
« إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ »
اما اين آيه مدنى « 4 » است [ و مربوط به هيئت نمايندگى مفروض در زمان مهاجرت اول كه سال پنجم يا هفتم بعثت بوده است نمىشود ] . ابن اسحاق در روايتى ديگر آورده است كه بيست تن از نصارى پس از آنكه خبر پيغمبر به حبشه رسيد ، در مكه نزد آن حضرت آمدند و او را در مسجد [ الحرام ] يافتند . نزدش نشسته و پرسشهايى به عمل آوردند . حضرت برايشان
هامش
( 1 ) . ام حبيبة گويد : عدهء من تمام نشده بود كه ناگهان فرستادهء نجاشى به در خانهام آمد كه كنيزى به نام ابرهه بود ، بر من وارد شد و گفت ، فرمانروا مىگويد : پيغمبر خدا به من نوشته كه ترا به ازدواج او درآوردم . . . » طبقات الكبرى ، تأليف ابن سعد ، ج 8 ، 96 - 100 . پيداست كه طلب تزويج پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از ام حبيبه ، بعد از مسيحى شدن ( و مردن ) عبيد اللّه يعنى اواخر سال ششم هجرت بوده است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله براى نجاشى نامهاى در موضوع دعوت به اسلام نوشت ، ضمنا از نجاشى خواست كه ( وكالتا ) ام حبيبه را به ازدواج پيغمبر درآورد ( طبقات ، 1 / 258 ) . پيكى كه نامهء پيغمبر را براى نجاشى آورد عمرو بن اميه ضمرى بود .
( 2 ) . عابدين : بين الحبشه و العرب ، ص 79 .
( 3 ) . همان ، ص 77 .
( 4 ) . ابن اسحاق : السير ، ص 219 ؛ مختصر تفسير ابن كثير ، بيروت ، 1402 ، 1 / 541 - 539 و تفاسير ديگر ذيل آيهء مورد بحث .