جملگى مطاوعت و متابعت پيغمبر عليه السّلام كردند . ايشان چون اين خبر بشنودند ، جماعتى از ايشان تعجيل نمودند و از بهر خدمت پيغمبر عليه السّلام به مكه معاودت كردند . چون نزديك مكه رسيدند ، تفحّص كردند و بدانستند كه حال بر خلاف آن است كه ايشان را گفته بودند . آنگه بعضى پنهان به مكه در آمدند و بعضى به زينهار هر كسى از قريش در آمدند . بعد از آن ، از ايشان كه پنهان آمده بودند ، جماعتى كه ضعيفتر بودند و ايشان را قبيلهاى و عشيرهاى نبود ، كافران قريش ايشان را بگرفتند و محبوس داشتند . و جملهء صحابه كه در اين مدت رجوع نموده بودند از هجرت حبش ، سى و سه تن بودند و اين سى و سه تن آن بودند كه در مكه باز ماندند و با پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هجرت نمودند و غزو بدر و احد بيافتند ، الا چند تن كه كافران ايشان را محبوس داشته بودند در مكه و به مدينه هجرت نتوانستند نمود . « 1 »
حكايت شايعه و بازگشت برخى از مهاجران مىتواند با داستان غرانيق ارتباط داشته باشد .
حكايت غرانيق يا آيات شيطانى
غرانيق نامى بود كه به بتها اطلاق مىشد و در اصل لغت ، به معناى « طير الماء » ( پرندهاى كه نزديك آب مىنشيند ) بود ؛ پرندهاى با گردنى دراز مثل درنا . از آنجا كه اين پرندگان در آسمان اوج مىگيرند ، بتان را در اوج و علو به آنها تشبيه مىكردند .
اصل اين داستان كه آن را با سورهء النجم ارتباط دادهاند ، به نوعى دربارهء علت بازگشت شمارى از مهاجران حبشه است و در كتابهاى تاريخى نيز محل بحث از آن ، در همان مبحث تاريخى است . به علاوه ، اين حكايت را در توضيح برخى از آيات
هامش
( 1 ) . سيرت رسول الله : 1 / 354