تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
تعلّم بأنّ اللّه زادك بسطة * و أسباب خير كلّها بك لاذب
و أنّك فيض ذو سجال غزيرة * ينال الأعادى نفعها و الأرقاب
هان ! اى كاش مىدانستم جعفر در آن سرزمين دور دست در چه حالى است . آيا الطاف نجاشى به جعفر و يارانش رسيده است يا آنكه افراد فتنه‌انگيز مانع شدند ؟ ! اى شهريار حبشه ! بدان كه تو از هر پيرايهء زشت ، منزّهى . تو بزرگوارى ؛ پس كسى كه به تو پناه آورد نزدت سختى نمىبيند . و مىدانى ( يا بدان ) كه خداوند به تو مقام بلندى داده و شمار اسباب خير در تو جمع شده است . تو سرچشمهء سخاوت و درياى كرم و بخششى كه سود آن به دشمنان و دوستان مىرسد . « 1 » شعر بلند ابو طالب در ستايش پادشاه حبشه مىتوانست تأثير شگرفى در او داشته باشد و مانع از تلاش نمايندگان قريش براى وادار كردن نجاشى به بازگرداندن مهاجران شود . ابو طالب پس از آن هم كه خبر اكرام و بزرگوارى نجاشى را در حق مهاجران دانست ، باز اشعارى در ستايش نجاشى براى او فرستاد . « 2 »

نمايندگان قريش در حبشه

هيئت قريش به سرعت خود را به آن سوى دريا رسانده و وارد كشور حبشه شدند و همان‌گونه كه سران قريش دستور داده بودند ، نخست نزد وزيران و بطريقان حبشه رفته و هداياى مخصوص آنان را تقديمشان نمودند تا در حضور پادشاه از آنها دفاع
هامش
( 1 ) . سيرت رسول الله : 2 / 315 - 316 ، مكاتيب الرسول : 2 / 442 ( 2 ) . مكاتيب : 2 / 443 از چندين منبع كهن .