تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
رسيد و مردم را از اين كه پناهگاه خوبى به دست آورده‌اند ، آگاه كرد . طبيعى بود كه ديگر مسلمانان نيز تشويق به رفتن مىشدند . همين مسأله سبب خشم قريش و اعزام هيئت نمايندگى شد . ابن اسحاق مىنويسد : چون به حبش هجرت كردند و آن جايگاه مقام گرفتند ، نجاشى ايشان را مراعات و تيمار داشت فرمود و دل‌خوشى بسيار داد و به فراغ دل ، عبادت حق تعالى مىگزاردند و دين اسلام را مىپرستيدند . نه ايشان را انديشه از كسى بود و نه خوفى از دشمنى . و بعد از آن شعرها بگفتند و حسن مجاورت ملك نجاشى و احسان وى با ايشان ، و شكر وى در همه انواع در آن باز نمودند و به مكه فرستادند با اصحاب ديگر از مسلمانان ؛ و از آن شعرها يكى اين بود كه عبد اللّه بن قيس بن حارث گفته است :
يا راكبا بلّغن عنّى مغلغلة * من كان يرجو بلاغ اللّه و الدين
كل امرىء من عباد اللّه مضطهد * ببطن مكّة مقهور و مفتون
إنّا وجدنا بلاد اللّه واسعة * تنجى من الذّلّ و المخزاة و الهون
فلا تقيموا على ذلّ الحياة و خز * ى فى الممات و عيب غير مأمون
إنّا تبعنا رسول اللّه و اطّرحوا * قول النّبىّ و عالوا فى الموازين
اى سوار ! خبر من را يكسره برسان به كسانى كه در اميد كلام خدا و دين او هستند ؛ به هر بنده‌اى از بندگان خدا كه در شهر مكه زير فشار بوده و محكوم و مفتون دشمنان است ، كه ما سرزمين الهى را گسترده يافتيم تا از ذلت و خوارى نجاتمان دهد . در شرايطى كه زندگى با ذلت و مرگ با خفّت و شرايط نا امن است ، نمانيد . ما از سخن رسول پيروى كرديم و آنان كلام او را كنار گذاشتند و از موازين دور گشتند . ابن اسحاق در ادامه مىنويسد : چون خبر به كافران قريش رسيد كه صحابه در حبش على احسن الحال روزگار