مردمان در روزهاى جمعه و در روزهاى عيد باشد ، و دليل قائم است بر اينكه آن سلطان عادل مىبايد معصوم باشد ، تا محتاج به امام ديگر نباشد ، و ضرور است وجوب نصّ بر امامت او ، زيرا كه عصمت از امور باطنى است ، و ظهور معجزه از او به اتّفاق اهل حق كسى كه اين صفات در او موجود است بعد از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام ، فرزند او مهدى عليه السّلام است بر وجهى كه بيان كرديم آن را ، و اين اصلى است كه با آن محتاج نيستيم در باب امامت به روايت نصوص ، و تعداد آنچه آمده است در امامت از اخبار و حال آنكه با اين براهين عقليّه ، دلايل نقليه نيز در باب امامت حضرت مهدى كه فرزند امام حسن عسكرى است وارد است ، از طرقى كه منقطع است به آن اعذار » . انتهى كلامه - رفع اللّه مقامه -
[ توضيح ]
بايد دانست كه حضرت صاحب را عليه السّلام دو غيبت است : غيبت صغرى و غيبت كبرى ، و حكاياتى كه مذكور شد اكثر آن در غيبت كبرى بوده ، و امّا در غيبت صغرى كه مدّت آن هفتاد و چهار سال بوده ، بعضى از خلّص شيعيان به خدمت او عليه السّلام مىرسيدهاند ، و مسائل مشكلهء خود را مىپرسيدهاند ، و بعضى را كه آن دولت ميسّر نبوده ، به خدمت وكلاى آن حضرت مىرسيدهاند ، و مسائل و حاجات و مشكلات خود را بر ايشان عرض مىكردهاند ، و ايشان به امام عليه السّلام عرض مىنمودهاند ، و جواب مىگرفتهاند ، و در اين مدّت از نام آن حضرت گاهى به « م ح م د » و گاهى به « صاحب » و « حجّت » و « قائم » و « مهدى » تعبير مىنمودهاند ، و الحال نيز چنين است و تا آن حضرت ظهور نكند رخصت تسميه نيست ، و مكان امام را « ناحيهء مقدّسه » مىگفتهاند ، و در احاديث منع واقع شده از تصريح به نام و كنيت آن حضرت پيش از ظهور آن حضرت ، و نام وكلاى آن حضرت و توقيعات او عليه السّلام كه به خواص خود نوشته در كتب معتبره مذكور است ، و از ابتداى ولادت آن حضرت تا روز آخر غيبت اولى ، حكايات غريبه و معجزات عجيبهاى ظهور يافته ، و بعد از آن تا به اين زمان