تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
شنيدم ، به سجده افتادم ، و روى بر خاك مىماليدم ، فرمود كه : چنين مكن و سر از زمين بردار ، و چون سر برداشتم ، فرمود كه : نام تو فلان بن فلان است و از همدانى ، گفتم : راست فرمودى اى مولاى من ! گفت : دوست مىدارى كه به خانه و اهل خانه برسى ؟ گفتم : بلى يا سيّدى ! فرمود كه : خوب است كه اهل خود را به هدايت بشارت دهى ، و آنچه ديدى و شنيدى با ايشان بگويى ، و اشاره به خادم كرد ، خادم دست مرا گرفت ، و كيسه‌اى زر به من داد ، و مرا از قصر بيرون آورد ، و اندك راهى با من آمد ، چون نگاه كردم ، مناره و مسجد و درختها و خانه‌ها ديدم ، از من پرسيد كه اين موضع و محل را مىشناسى ؟ گفتم : در حوالى شهر ما دهى است كه آن را اسدآباد مىگويند ، اين به آن مىماند ، گفت : بلى اين اسدآباد است ، به سلامت برو ! و چون ملتفت شدم رفيق خود را نديدم ، و چون كيسه را گشودم ، چهل دينار يا پنجاه دينار در آن كيسه بود ، و از بركت آن به ما نفعهاى بسيار رسيد ، و تا دينارى از آن زر در خانهء ما بود ، خير و بركت با ما بود ، و تشيّع از بركت وجود او در سلسلهء ما ماند ، و تا قيامت قائم خواهد بود . شيخ سديد سعيد محمّد بن محمّد بن نعمان حارثى كه ملقّب است به مفيد - عليه رحمة اللّه الملك المجيد - در كتاب « ارشاد » مىفرمايد آنچه حاصل مضمونش اين است كه : « بعضى از دلايل بر امامت آن حضرت كه عقل و استدلال صحيح اقتضاى آن مىكند آن است كه : مىبايد در هر زمان سلطان عادلى باشد كه مردمان به سبب وجود او به صلاح نزديكتر و از فساد دور تر باشند ، و مستغنى باشد از رعاياى خود در احكام و علوم ، و عقل حكم بر اين مىكند كه محال است كه در ميان مكلّفان آن طور سلطان عادلى نباشد ، از جهت آنكه كلّ صاحبان نقصان ، محتاجند به كسى كه مؤدّب گناه‌كاران ، و مقوّم عاصيان ، و رادع غاويان ، و تعليم دهندهء جاهلان ، و آگاه كنندهء غافلان ، و محذّر گمراهان ، و مقيم حدود ، و منفذ احكام ، و فاصل ميان اهل اختلاف ، و نصب‌كننده امراء ، و سدّ كنندهء ثغور ، و حافظ اموال ، و حامى بيضهء اسلام ، و جمع كنندهء