آن مرد و نام پدر او در آن توقيع نوشته شده بود ، و دعا در حق او كرد .
و ايضا از سعد بن عبد اللّه بن محمّد بن صالح روايت كردهاند كه گفت : عريضهاى نوشتم و طلب دعا كردم از جهت محبوسى كه در حبس پسر عبد العزيز بود ، و در حقّ كنيزى كه وقت وضع حملش نزديك بود ، توقيع بيرون آمد كه محبوس را حقّ تعالى نجات مىدهد ، و در باب كنيز هر چه خدا خواهد مىشود ، آن كنيز در وقت وضع حمل وفات يافت و محبوس خلاص شد .
و ايضا ابو جعفر محمّد بن على الاسود روايت نموده كه : التماس كرد از من على بن الحسين بن موسى بن بابويه القمى ، آنكه از ابو القاسم بن روح وكيل ناحيهء مقدسه استدعا نمايم كه از مولاى من صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - استدعا نمايد كه آن حضرت از حق تعالى در خواهد كه او را ولد مذكّرى صالح روزى كند ، و من از ابو القاسم از جهت خود همين التماس نمودم ، و بعد از سه روز توقيع بيرون آمد كه زود باشد آنكه حق تعالى على بن الحسين را فرزندى مبارك عطا نمايد ، و بعد از او ديگر اولاد را به هم رسند . و محمّد بن على بن بابويه مشهور كه از اعاظم مجتهدين اماميّه است از آن دعا به وجود آمد ، و امّا در حق ابو جعفر نوشته بود كه « ليس الى هذا سبيل » يعنى : او را فرزندى نخواهد شد ، و ابو جعفر را فرزند نشد .
ابن طاوس و شيخ طبرسى - عليهما الرحمة - آن يك در كتاب « ربيع الشيعة » ، و اين يك در كتاب « اعلام الورى » بعد از ذكر بعضى از نصوص و ياد كردن آنكه دو غيبت است حضرت صاحب الزّمان عليه السّلام را ، مىگويند آنچه ترجمهاش اين است : پس نظر كن كه چگونه حاصل مىگردند اين دو غيبت از براى صاحب الامر عليه السّلام بر حسب آنچه متضمن است اخبار سابقه مر وجود او را ، منقول از آباء و اجداد او عليهم السّلام .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 640
مساهمون: مير لوحى
ص٦٤٠