مهر ، و از همدان محمّد بن كشمرد ، و جعفر بن حمدان ، و از دينور حسن بن هارون ، و احمد و برادرش و ابو الحسن ، و از اصفهان ابن بادشاله ، و از حمير زيدان ، و از قم حسن بن نصر ، و محمّد بن محمّد ، و على بن محمّد بن اسحاق و پدرش و حسن بن يعقوب ، و از اهل رى قاسم بن موسى و پسرش و پسر محمّد بن هارون و صاحب الحصاة و على بن محمّد و محمّد بن محمّد كلينى و ابو جعفر رقا ، و از قزوين مرداس و على بن احمد ، و از قاين دو مرد ، و از شهر زور پسر خال ، و از فارس مجروح ، و از مرو ، صاحب هزار دينار ، و صاحب مال ، و صاحب رقعهء سفيد ، و ابو ثابت ، و از نيشابور محمّد بن شعيب بن صالح ، و از يمن فضل بن يزيد و حسن پسرش و جعفرى و ابن اعجمى و شمشاطى ، و از مصر صاحب المولودين ، و از مكّه صاحب و ابو رجا ، و از نصيبين ابو محمّد بن وجنا و از اهواز حصينى ، اينها وكلا نيستند ، امّا به تحقيق آن حضرت را ديدهاند ، و در « كشف الغمّة » به غير از جماعت مذكورين بسيارى را نقل كرده از وكلاء ، و سفراء ، و غيرهما كه خوفا عن التطويل نوشته نشد ، و معجزاتى كه از آن حضرت به وسيلهء هر يك از آن جماعت ظاهر شده ، از حدّ شمار بيرون است .
و از جمله توقيعات يكى آن است كه : از محمّد بن شاذان بن نعيم نيشابورى روايت كردهاند كه گفت : جمع آمد مالى نزد من از حضرت قائم آل محمّد عليهم السّلام كه آن پانصد درهم بود الّا بيست درهم ، و مرا خوش نمىآمد كه اين بيست درهم كم باشد ، از مال خود بيست درهم داخل نمودم و فرستادم به نزد محمّد بن جعفر كه وكيل ناحيه بود ، توقيع از آن حضرت به محمّد بن جعفر رسيد و قبض فرستاده بود امام عليه السّلام كه پانصد درهمى كه از آن جمله بيست درهم از مال تو بود به من رسيد و بر قبول آن شكر كردم .
و ايضا از نصر بن صباح مروى است كه : شخصى از اهل بلخ پنج دينار به وكيل ناحيه فرستاد ، و نام خود را فراموش كرد كه بنويسيد ، توقيع آمد كه آن مبلغ رسيد و نام
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 639
مساهمون: مير لوحى
ص٦٣٩