روايات صحيحه و دلالات صريحه از حدّ حصر بيرون است ، كه هر يك از آن شاهد عدل است بر وجود آن حضرت عليه السّلام ، مثل حكايت بحر ابيض ، و جزيرهء خضرا و حكايت مدينة الشيعة ، و شهرى كه در اقصا زمين مغرب است ، كه از خوف اطناب در اين مختصر محرّر نگرديد .
و بسيارى از شيعيان و مواليان بودهاند كه در زمان غيبت كبرى به خدمتش مشرّف شدهاند ، و در « كشف الغمّة » و « فصول المهمّة » و « كمال الدّين » و « خرايج » و غيرها بعضى از آن كه به بعضى از صاحبان آن كتب رسيده نوشتهاند [ و آنكه در حديث واقع است كه : « من يدّعى المشاهده قبل خروج السّفيانى و الصّيحة فهو كاذب » با اين اخبار منافات ندارد ، چنان كه بر مقتفيان آثار ائمّهء اطهار عليهم السّلام ظاهر است و توجيه و توضيح اين معنى را اين خوشهچين خرمن محدّثين در كتاب « رياض المؤمنين » نموده ، هر كه خواهد كه بر آن اطّلاع يابد به آن كتاب رجوع نمايد . ]
نام كسانى كه در زمان غيبت به خدمت آن حضرت رسيدهاند
امّا نام آن كسانى كه صاحب - صلوات اللّه عليه - را ديده و به خدمتش رسيدهاند ، از وكلاء و توقيعات به جهت ايشان بيرون آمده ، در اكثر كتابها خصوصا در كتاب « كمال الدّين » و كتاب « كشف الغمّة » مذكور است .
اوّلا از وكلاء ، عمرى و پسرش كه در بغداد بودند به خدمت آن حضرت مىرسيدهاند ، و حاجز و بلالى و عطّار ، و از اهل اهواز محمّد بن ابراهيم بن مهزيار ، و از كوفه عاصمى ، و از قم محمّد بن اسحاق ، و از همدان محمّد بن صالح ، و از رى بسامى ، و از آذربايجان قاسم بن علاء ، و از نيشابور محمّد بن شاذان ، اينها همه از وكلاى آن حضرت بودهاند و به خدمتش مىرسيدهاند ، و از غير وكلاء از اهل بغداد ابو القاسم بن ابى حليس و ابو عبد اللّه بن روح و مسرور طباخ ، غلام ابى الحسن عليه السّلام ، و احمد و محمّد پسران حسن ، و اسحاق كاتب ، و صاحب فرا و صاحب كيسهء سر به