و روحانيّت حضرت رسالت پناهى آن است كه نصيحت من در او تأثير كند ، و از شنيدن مضمون اين صحيفهء شريفه هدايتپذير گردد ، پس ابو عبد اللّه توقيع رفيع حضرت الزمان - عليه و على آبائه صلوات اللّه الملك المنان - بر عبد الرّحمن خواند ، چون به اخبار موت شيخ رسيد ، عبد الرّحمن گفت : اى شيخ ! تو از اهل علم و فضل باشى عجب مىدارم كه اعتقاد به امثال اين سخنان مىكنى و در قرآن مجيد و فرقان حميد خواندهاى و حقّ - جلّ و علا - فرموده كه :
وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
« 1 » و جاى ديگر گفته :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً
« 2 » چون عبد الرّحمن مضمون اين آيات را به طريق حجّت و برهان بيان نمود ، شيخ فرمود كه : تتمّهء همين آيهء وافى هدايت جواب تو است كه فرموده :
إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
« 3 » ، و مولا و صاحب من آن مرضىّ از جانب رسول است كه ملك علام در كلام واجب الاحترام خود ياد كرده ، اى عبد الرّحمن ! تو مىدانى كه مرض و صحّت و حيات و ممات از امور اختيارى بنده نيست ، اگر خواهى كه صدق مضمون اين مكتوب سعادت اسلوب بر تو ظاهر گردد ، تاريخ را محافظت كن و هر يك از حادثات كه در اين مكتوب مذكور شده ، مثل ابتداى مرض من در روز هفتم از ورود اين نامهء محمود و روشن شدن چشم من كه مدت بيست و هفت سال است كه نور باصره از خانهء چشمم مفارقت نموده ، و وفات من در روز چهلم از وصول اين توقيع رفيع ، جميع را ملاحظه كن ، اگر خلاف ظاهر گردد ، به يقين بدان كه مدار اعتماد ما بر كذب و افتراء و بناى روايات و حكايات ما بر دروغ و دغا بوده ، و اگر بتمامه بلا زيادة و نقصان مطابق خبر واقع شود ، بايد كه خود را بعد از ظهور اين دلالات از طريق
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان آيهء 34 .
( 2 ) . سورهء جن آيهء 26 .
( 3 ) . سورهء جنّ آيهء 27 .