در اخبار صحيحه مذكور ، و در كتب آثار صريحه مسطور است كه : در زمان غيبت صغرى توقيعات از نزد حضرت صاحب الزمان - عليه صلوات اللّه الملك المنان - بيرون مىآمد و جمعى مخصوص به اظهار آن توقيعات بودند ، به امر آن حضرت آن توقيعات عظيم البركات را به بسيارى از شيعيان آن سرور انس و جان مىنمودند ، و خلق را از منهيّات تحذير ، و بر اوامر تحريص مىفرمودند ، و جميع مصالح عباد از توقيعات آن كعبهء ارباب سداد معلوم مىبود ، و هر يك از توقيعات آن حضرت معجزه بوده ، و آن بسيار است و اين مختصر را گنجايش مجموع آن نيست ، قليلى از آن مسطور گشت ، و اندكى بعد از اين مسطور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى .
[ منع از زيارت كاظمين ]
روايت است از محمّد بن يعقوب از على بن محمّد كه : توقيعى از حضرت صاحب الامر - عليه صلوات اللّه الملك الغفور - صدور يافت كه محبّان اين دودمان بايد كه زيارت مقابر قريش و حاير نكنند ، و مراد از مقابر قريش مكانى است كه به مرقد منور حضرات كاظمين - عليهما صلوات اللّه الملك الدارين - مشرّف شده ، روزى بعضى از شيعيان كه بر اين معنى مطّلع نبودند ، به زيارت آن دو كعبهء ارباب صفا مشغولى مىنمودند كه شخصى باقطانى از وزراى خليفه ، ايشان را زجر و منع نمود ، و گفت : خليفه امر كرده به حبس و قيد آن كسى كه بعد از اين در اين مقام به زيارت آيد ، و بعد از حدوث اين واقعه سبب منع از زيارت مقابر قريش كه از توقيع آن حضرت مفهوم شده بود معلوم گرديد .
[ حكايت قاسم بن علاء ]
ديگر روايت است از شيخ مفيد از ابى عبد اللّه صفوانى ، كه گفت : به صحبت با سعادت قاسم بن علاء رسيدم ، و از مواعظ و نصايح او مستفيد گرديدم ، عمرش به صد و هجده رسيده بود ، و تا زمان هشتاد سالگى صحيح العينين بود ، و ملازمت مجلس حضرات عسكريّين - عليهما صلوات اللّه الملك الدارين - مىنمود ، و قبل از آنكه