ديدهء ظاهرش از علت عمى متغير گردد به يك سال ، با او حجّ كردم ، و بعد از مراجعت در يكى از شهرهاى آذربايجان اكثر احيان در خدمت او مىبودم ، و در جميع حالات توقيعات حضرت صاحب الزمان - عليه و على آبائه صلوات الرحمن - از او منقطع نمىشد ، مدّتى مديد به دست ابى جعفر عمرى توقيع آن حضرت و اصل مىگرديد ، و بعد از آن به وساطت ابى القاسم بن روح توقيع مىرسيد ، تا آنكه مدّت دو ماه مراسله منقطع شد ، قاسم بن علاء - رحمة اللّه عليه - از انقطاع توقيعات به غايت متحيّر مىبود ، روزى بوّاب درآمد و بشارت آورد كه الحال قاصد فرخنده فالى از جنب آن كعبهء اقبال رسيد ، شيخ قاسم بن علاء - رحمة اللّه عليه - سجده شكر به جاى آورد ، و به استقبال قاصد متوجّه گرديد ، قبل از آنكه از خانه بيرون آيد ، مردى پست بالا در سنّ كهولت جبّهء مصرى در بر كرده ، و نعلين عربى پوشيده ، و توبرهاى بر دوش گرفته ، به مجلس شيخ قاسم درآمد و شيخ بعد از مصافحه و معانقه توبره را از دوش قاصد فرو گرفت ، و طشت و ابريق طلبيد ، تا قاصد دست و روى از گرد راه بشست و او را در پهلوى خود نشانيد ، بعد از آن سفره حاضر كردند و شيخ و حضّار با قاصد طعام خوردند ، چون از طعام دست شستند قاصد برخاست و توقيع همايون و نامهء ميمون حضرت صاحب الزمان - عليه و على آبائه صلوات الرحمن - را بيرون آورد ، پس شيخ قاسم - رحمة اللّه عليه - مكتوب سعادت مصحوب را از قاصد گرفته بوسيد ، و بر فرق سر نهاد ، و بعد از آن به كاتب خود داد كه او را ابو عبد اللّه بن ابى سلمه مىگفتند ، و كاتب فرمان لازم الاذعان را از شيخ گرفته گشود ، و بعد از خواندن گريه و زارى و فغان و بىقرارى بسيار نمود ، و دم به دم بر بكاء و حزن مىافزود ، شيخ قاسم چون احساس گريهء كاتب نمود ، گفت : يا ابا عبد اللّه خير است ، گفت : اى شيخ ! تو را خير است و مرا مكروه ، شيخ گفت : چه چيز تواند بود كه مرا خير باشد و تو را مكروه نمايد ؟ گفت : اى شيخ ! مضمون اين مكتوب به صدق مشحون آن است كه بعد از وصول مكتوب به
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 615
مساهمون: مير لوحى
ص٦١٥