تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
روز شخصى رقعه‌اى به من داد ، چون نظر كردم در آن مكتوب بود كه : اى محمّد بن ابراهيم ! ، با تو چندين صره زر همراه است كه عددش اين است ، و در هر يك از آن صره‌ها فلان عدد از دنانير و دراهم است چنان و چنين ، اگر وصيّت پدر خود به جاى خواهى آورد تمامى آن مال را تسليم قاصد ما بايد كرد ، چون اين خبر صحيح و دليل صريح شنيدم چاره به جز تسليم آن مبلغ نديدم ، و جميع آنچه با من بود مصحوب قاصد آن مجمع المفاخر و المحامد گردانيدم ، و منتظر مىبودم كه از وصول مال از آن هماى اوج اقبال خبرى بيابم ، و ايضا آرزوى آن داشتم كه به خدمت جاروب‌كشان آن آستان ملائك آشيان رسم ، و استدعا نمايم كه همچنان كه پدرم به بعضى از خدمات ايشان مأمور بوده و به اخلاص تمام و اهتمام ما لا كلام در آنها سعى مىنموده ، من نيز بعد از پدر به همان عنوان از خدمتكاران ايشان باشم ، چون روزى چند از ارسال آن مال برآمد ، مكتوبى رسيد مضمون دل‌پذير ، و ما صدق تحريرش آنكه : يا محمّد ! آنچه ارسال داشته بودى ، بالتمام و اصل گرديد ، و بعد از اين تو را به جاى پدرت مقيم ساختيم ، بايد كه از جادهء شريعت غرّاء و طريقهء ملّت بيضاء قدم بيرون ننهى ، چون به اين نامه مطلع گرديدم ، به غايت مبتهج و خوش‌حال شدم ، و از دار السّلام بغداد به خانهء خود مراجعت نمودم .

[ حكايت ابو عقيل بن عيسى بن نصر ]

ديگر روايت كند ابو عقيل بن عيسى بن نصر كه على بن زياد صيمرى عرضه‌اى و مصحوب آن اموالى ارسال داشته بود ، و از ملازمان آستان ملائك آشيان ، ملك پاسبان استدعاى كفن نموده ، رقعه‌اى در جواب به او رسانيدند ، مضمونش آنكه : الحال تو را به كفن احتياج نيست ، چون مدّت عمر تو به هشتاد رسد ، در آن وقت تو را احتياج خواهد شد ان شاء اللّه ، آنچه طلب داشته‌اى ارسال خواهد شد ، چون عمر على بن زياد به هشتاد رسيد ، از ملازمان حضرت صاحب الزمان عليه السّلام شخصى كفنى به او داد ، بعد از وصول كفن علىّ بن زياد به جوار رحمت ملك ذى المنن و اصل شد .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 613 | مير لوحى