موكّل ساخته ، و من در تقيّهام تا روزى كه مرا دستورى دهد ، و خروج كنم ، گفتم : اى سيّد من ! اين امر كى خواهد بود ؟ آن حضرت وقتى معيّن قرار نداد ، بلكه ذكر بعضى از علامات فرموده ؛ گفت : هرگاه حايل شوند و جدايى افكنند ميان شما و ميان راه كعبه ، و ماه و آفتاب يك جا جمع شوند ، و كواكب و ستارها بر دور ماه و آفتاب درآيند ، گفتم :
اين كى خواهد بود ؟ فرمود : در سالى چنين و چنين دابة الأرض بيرون خواهد آمد از ميان صفا و مروه ، و با او عصاى موسى و خاتم سليمان خواهد بود ، و خواهد راند مردمان را به جانب محشر ، على بن ابراهيم ابن مهزيار گفت : روزى چند نزد آن حضرت اقامت نمودم و دستورى داد مرا به خروج ، بعد از آنكه استقصاء مسائل از براى خود نموده بودم ، و بيرون آمدم به جانب منزل خود ، و از مكّه به كوفه رفتم ، و غلام من با من بود كه خدمت كند مرا ، و ديگر رفيقى نداشتم و به غير از خير و خوبى در آن راه چيزى نديدم .
اين حديث نيز مؤيّد آن معنى است كه وقت ظهور صاحب الامر عليه السّلام را نمىداند به غير از حضرت حق تعالى ! زيرا كه آن حضرت در جواب على بن ابراهيم بن مهزيار كه گفت : « متى يكون هذا الأمر » ( يعنى : اين امر كى خواهد بود ؟ ) ذكر علامتى چند فرمود كه : وقت ظهور آن علامات نيز معلوم نيست ، بلكه وقت آن علامات بر آن جناب هم مخفى است .
كسانى كه در زمان امام عسكرى عليه السّلام به خدمت آن حضرت نايل شدند
و بسيار كسى در ايّام حيات والد ماجد حضرت حجّت به اين سعادت مستسعد گشتهاند : مثل يعقوب بن منقوش .
ابن بابويه به اسناد خود روايت كرده كه : يعقوب مذكور گفت درآمدم به منزل حضرت ابى محمّد حسن بن على عليهما السّلام ، آن حضرت در آن خانه بر دكّهاى نشسته بود ، و در جانب راست آن حضرت حجرهاى بود ، و پردهاى بر در آن حجره آويخته ، من با