باشد ، و مانند غصنبان و شاخ ريحان ، بخشنده و سخى و تقى و نقى .
و در بعضى ديگر از احاديث از على بن ابراهيم بن مهزيار به اين عبارت نقل شده كه گفت : « فرأيت وجهه مثل فلقة قمر » ، و در بعضى از نسخ در آن حديث « فرأيت وجها » واقع است .
مجملا على بن ابراهيم مذكور گفت كه : آن حضرت طويل شامخ و قصير لازق نبود ( يعنى : بسيار بلند و پركوتاه نبود ) ، بلكه ميانه بالا بود ، و سر و روى مباركش گرد و مدور و پيشانى نورانيش گشاده و هموار ، و ابروهاى دراز مقوس باريك ، بينى مباركش قدرى كشيدگى داشت ، و سر بينى باريك ، و ميان بينى شريفش اندكى بلند بود ، و عارض پرنورش كم گوشت ، امّا نه بر وجهى كه وجنتين مرتفع شده باشد ، بر رخسار راستش خالى بود كه گويا خردهاى مشك بود بر ريزهاى عنبر ، و اين مبالغه است در خوبى و خوشايندگى خال ، چون ديدم آن حضرت را شتاب گرفتم به سلام كردن ، آن حضرت به نيكوتر وجهى جواب داد ، و از حال اهل عراق ( يعنى : شيعيانى كه از اهل عراق بودند ) پرسيد ، گفتم : اى سيّد من ! جلباب ذلّت و خوارى بر ايشان پوشيدهاند ، و ايشان در ميان قوم ( يعنى : در ميان مخالفان ) ، خوار و ذليلند ، آن حضرت فرمود كه : اى پسر مازيار ! به درستى كه شما بر ايشان مالك خواهيد شد آنچنان كه ايشان مالك شدند بر شما ، و در آن روز ايشان خوار و ذليل خواهند بود ، گفتم : اى سيّد من ! دور شد حاجت و به درازا كشيد مطلب ، گفت : اى پسر مازيار ! پدرم ابو محمّد عهد كرده با من كه مجاورت ننمايم با قومى كه غضب كرده است خداى تعالى بر ايشان ، و دور ساخته از رحمت خود ايشان را ، و مر ايشان راست رسوايى و خوار شدن در دنيا و آخرت ، و مر ايشان را است عذابى دردناك ، و امر كرده است مرا كه ساكن نشوم در جبال ، الّا در دشت و ناهموار آن ، و در بلاد الّا خالى آن ، و حضرت اللّه تعالى كه خداوند و صاحب اختيار شماست ، تقيّة هويدا گردانيده ، و آن را بر مؤمن
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 606
مساهمون: مير لوحى
ص٦٠٦