آن حضرت گفتم كه : اى سيّد من ! صاحب امر كيست ( يعنى : بعد از شما امر امامت به كه تعلّق دارد ) ؟
آن حضرت فرمود كه : پرده را بردار ، چون برداشتم پسرى بيرون آمد خماسى ( پنجساله ) كه او را ده يا هشت بود ( يعنى : اگر چه پنجساله بود هر كه مىديد گمان مىبرد كه دهساله يا هشتساله باشد ) ، آن پسر عالى گهر روشن پيشانى و سفيد روى با چشمهاى درخشنده و كفهاى ستبر و زانوهاى پيش آمده بود ، و بر سر مبارك گيسو داشت ، آمد و بر ران مطهّر پدر نشست ، آنگاه امام عليه السّلام فرمود كه : اين است صاحب شما ، بعد از آن حضرت صاحب الامر - صلوات اللّه عليه - برخاست و امام عليه السّلام فرمود كه : اى فرزند من ! داخل شو تا وقت معلوم ، پس حضرت حجّت داخل آن حجره شد ، و من آن حضرت را مىديدم ، بعد از آن امام عليه السّلام با من گفت كه : اى يعقوب ! ببين كيست در اين حجره ، چون درآمدم در آن حجره هيچ كس را نديدم .
ديگر روايت كرده است از محمّد بن معاوية بن حكيم ، و محمّد بن ايوب بن نوح ، و محمّد بن عثمان عمرى ، كه ايشان گفتند : عرض كرد بر ما حضرت ابو محمّد حسن بن على عليهما السّلام فرزند خود را - صلوات اللّه عليه - و ما در منزل آن حضرت بوديم ، و چهل مرد بوديم ، و فرمود : اين امام شماست بعد از من و خليفهء من است بر شما ، اطاعت نماييد او را و متفرّق و پراكنده مشويد بعد از من ، كه اگر پراكنده شويد هلاك مىشويد در دين خود ( يعنى : زيانكار خواهيد بود ) ، و بدانيد و آگاه باشيد كه بعد از امروز او را نخواهيد ديد .
ذكر معجزات حضرت مهدى عليه السّلام از زمان ولادت تا زمان مؤلّف اين كتاب
و معجزات آن حضرت آنچه از وقت ولادت تا به امروز ظاهر شده بسيار است سواى آنچه از اين زمان تا زمان ظهور آن حضرت ، و از آن وقت تا اوان رحلت ظاهر خواهد شد ، ما در اين مختصر به نقل قليلى از معجزات كه قبل از اين از آن سرود ظاهر