نمود ؛ همگى با او متّفق شده به عزم تسخير قزوين روى به آن جانب آوردند حاكم قزوين خبر يافته شبيخونى بر سر ايشان برد ، و همه را در سلاسل و اغلال كشيده نزد ابو عبيدهء حنفى والى رى فرستاد ، و بنابر آنكه ابو عبيده را با سنباد سابقهء معرفتى بود ، ابراء ذمّهء او كرده گفت : او ذمّى است و به امثال اين مهمات كارى ندارد ، و گبران را از بند رهايى داده ، به خوار رى فرستاد ، سنباد مردم آن ناحيه را با خود يار ساخته ، به جنگ ابو عبيده روى آورد ؛ و چون دو لشكر صف آراستند ، سنباد فرياد برآورد كه « يا ابا مسلم ! ، يا ابا مسلم ! » و چون در آن دو سپاه بسيارى بودند كه بعضى قائل به امامت ، و برخى معترف به الوهيّت ابو مسلم بودند ، از هر دو لشكر خروش « يا ابا مسلم » برخاست ، ابو عبيده خائف شده بگريخت و در شهر متحصّن شد ، سنباد شهر را گرفته او را به قتل رسانيد ؛ و بيشتر متروكات ابو مسلم در آن شهر بود ، تمام را به دست آورده ، در اندك روزى عدد لشكرش از صد هزار متجاوز شده تا نيشابور مسخّر كرد ، و با مسلمانان كه در لشكرش بودند مىگفت كه : چون ابو جعفر دوانيقى قصد قتل ابو مسلم كرد ، ابو مسلم به صورت مرغ سفيدى شده پرواز نمود ، و با بعضى مىگفت كه : ابو مسلم خدا بود ، به آسمان رفت ، و با مجوس مىگفت كه : مدّت دولت و اقبال مسلمانان منقضى شده است ، اكنون وقت ظهور و مقدّمه ملك ساسانيّه « 1 » است ، دل خوش داريد كه به مكّه رفته و آن ديار را ويران خواهم كرد و بر جاى كعبه آتشكده خواهم « 2 » ساخت .
چون خبر استيلاى سنباد به ابو جعفر دوانيقى رسيد ، جمهور [ بن مراد ] عجلى را به جنگ او فرستاد ، در نواحى ساوه تلاقى فئتين دست داد ، جمهور لشكر سنباد را به تدبير منهزم ساخت ، و در آن واقعه هفتاد هزار كس از مردم سنباد تلف شدند ، سنباد
هامش
( 1 ) . نسخهء اصل : سامانيه .
( 2 ) . نسخهء اصل : خواهند ساخت .