جفاكار به قتل امام دهم يعنى : امام على النقى عليه السّلام ارتكاب نموده ، معتمد معاند كه خليفهء پانزدهم بود از اين طايفهء طاغيه زهر به حضرت امام حسن عسكرى - صلوات اللّه عليه - خورانيد و قبل از اين هم در اين رساله گزارش يافت كه خلفاى بنى اميّه چهارده تناند و مدّت حكومت ايشان نود و يك سال و يازده ماه است و خلفاى بنى عبّاس سى و هفت تناند و حكومت [ و ] سلطنت ايشان پانصد و بيست و چهار سال است و در مدّت مزبوره اين گروه ستم پيشه را همّت بر آن مصروف بود كه از اولاد حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در عالم نشان و اثر نگذارند و ابو جعفر دوانيقى جمعى را به شمشير كشت و گروهى در خانهها محبوس ساخت كه به امر آن بدكيش خانهها را از نمك برآورده بودند و سر بعضى از ليالى فرمود كه آب در آن خانهها بستند تا نمك بگداخت و آن خانهها بر سر ايشان فرود آمد و بعضى را زنده در زير گل كرده ، و بعضى را در ميان مسقوفات مجوّفه و مبنيه « 1 » از گچ و آجر گرفتار ساخت تا هلاك شدند و بعد از او هر كس از اين ملاعين كه سلطنت يافت تا قدرت داشت در استحان « 2 » آل رسول و افناء و اعدام اولاد بتول دقيقهاى فرو نگذاشت .
در كتاب « عيون اخبار الرّضا » عليه السّلام مسطور است كه : حميد بن قحطبه كه قصهخوانان دروغگوى از خدا بىخبر او را از اشراف سادات مىشمارند ، خود حكايت كرد كه : من در يك شب به امر هارون الرشيد شصت علوى فاطمى را كشتم .
و در كتاب « منهاج الهداية » شيخ كركى مذكور است كه : جبابره بنى عبّاس صد و
هامش
( 1 ) . اصل : بخوفه و مينه .
( 2 ) . اين كلمه در نسخهء اصل خوانا و واضح نبود لذا با استفاده از لغتنامه نزديكترين كلمه را از بين چهار كلمه كه تقريبا معناى نزديك به متن داشت را انتخاب كرده و در متن آورديم : كلمات عبارتند از « استخان » يعنى : دور خيانت چرخيدن و خيانت كردن ، « استجال » يعنى : بردن اموال ، « استهال » يعنى :
هايل قرار دادن ، « استحان » يعنى : تحقير كردن ، استهزاء كردن ، استخفاف كردن .