تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
مشتمل بر ترغيب به متابعت و محتوى بر وعد و وعيد و نويد و تهديد ؛ وقتى اين نامه به نصر سيّار رسيد كه شيبان خارجى كه طايفهء شيبانيّه از خوارج منصوب به اويند در جنگ نصر با جديع متّفق شده بود ، چون نامه به نصر رسيد در تاب رفته يكى از غلامان خود را كه يزيد نام داشت با لشكرى به جنگ ابو مسلم فرستاد ؛ و ابو مسلم مالك بن هيثم را به محاربهء او نامزد كرده ، مالك بر ايشان ظفر يافت ، و يزيد را گرفته نزد ابو مسلم برد ، ابو مسلم فرمود كه : جرّاحان به معالجهء زخمى كه در آن جنگ به او رسيده بود پرداختند ؛ و بعد از اندمال جراحت با او گفت : اگر به پيش نصر مىروى مانعى نيست ، به شرطى كه هر چه از ما مشاهدهء تو گشته با نصر و مردمش بگويى . و بعد از ارسال يزيد ، ابو مسلم با مردم خود گفت كه : شنيده‌ام كه مردم نصر ما را كافر مىدانند ، سبب اطلاق يزيد همين بود كه آن جماعت بر غلط خود مطّلع گشته بدانند كه ما بهترين مسلمانان و اشرف عالميانيم « 1 » ؛ آنگاه با سپاه خويش در حركت آمده ما بين لشكر جديع كرمانى و نصر سيّار را لشكرگاه ساخت ، از اين جرأت هراسى در دل نصر و جديع راه يافت ، پس ابو مسلم به جديع رسولى فرستاد و پيام داد كه : من با تو موافقم ، نصر اين خبر شنيده مضطرب گرديد و به جديع سفيرى ارسال نمود كه به سخن ابو مسلم فريفته مشو كه من بر تو و اصحابت از او مىترسم ، بايد كه با لشكر خود به جانب مرو روى آورى تا من نيز به آنجا آمده با يكديگر صلح كنيم ، آنگاه به اتفاق در دفع اين اراذل و اوباش ( يعنى : ابو مسلم و اصحابش ) سعى نماييم ، پس آن دو به جانب مرو رفتند ، و در روز صلح نصر سيّار به مكر و خدعت جديع را بكشت ، پس علىّ بن جديع با جمعى از مردم خويش و گروهى از شيبانيه به ابو مسلم پيوست ، نصر متوهّم شده به شهر مرو در آمد ، ابو مسلم نيز به شهر داخل شده ، به
هامش
( 1 ) . در نسخهء « انيس المؤمنين » چنين ضبط شده : بدانند كه ما اشرف طوايف اسلاميه‌ايم .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 372 | مير لوحى