عاقبت كار ايشان به مقاتله انجاميد ، حارث با برادر و پسر و جمعى از بنى تميم به قتل رسيد ، و جديع لشكر برداشته روى به نصر سيّار « 1 » گذاشت .
[ امارت يافتن ابو مسلم ]
و چون اين خبرها به ابراهيم بن محمّد رسيد ، نامهاى بر اتباع خويش كه در خراسان داشت فرستاد كه فرصت غنيمت شمرده خروج كنيد ، و امارت ايشان را به ابو مسلم داد ، چون معلوم كرده بود كه ابو مسلم در رأى و تدبير و حيله و تزوير گوى مسابقت از اقران ربوده .
مجملا ، چون امارت بر ابو مسلم قرار گرفت ، فرمان داد كه نقيبان و داعيان كه در هر بلده از بلاد خوارزم و خراسان و ما وراء النّهر بودند ، با بيعتيان بگويند كه :
سياهپوشى شعار خود ساخته ، در اواخر ماه رمضان آن سال خروج كنند ، و آن سال صد و بيست و نهم بود از هجرت ، نقل است كه ابراهيم ايشان را به سياهپوشى امر كرده بود ، تا هرگاه همه با لباس سياه به برابر سپاه درآيند ، شايد كه در نظر ايشان مهيب نمايند ، و آن كه بعضى از مورّخين مخالف گويند كه : در ماتم يحيى سياه پوشيدند ، صحّتى ندارد .
بالجمله ، شيعهء عبّاسيه در اواخر ماه رمضان سنهء مذكوره ، با لباس سياه در اكثر شهرهاى خراسان و خوارزم و ما وراء النّهر خروج كردند ، اوّل كسى كه خروج كرد ، اسيد بن عبد اللّه بود در نسا ، در آن وقت ما وراء النّهر و خوارزم و خراسان در تصرّف بنى اميّه بود ، و امارت و ايالت ولايات مذكوره تعلّق به نصر سيّار داشت ، چنان كه سابقا رقمزدهء كلك بيان گشت .
بر مستحضران علم اخبار و متتبّعان فنّ آثار ظاهر است كه : ابو مسلم در سال صد و سى و هفتم از هجرت كشته شده ، چنان كه مذكور گردد ، ان شاء اللّه تعالى ، و سلطان
هامش
( 1 ) . عبارت متن مطابق نسخهء اصل است ولى شايد عبارت چنين باشد : جديع لشكر برداشته روى به بصره گذاشت .