تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
مختار گويد كه : قحطبة از بنى طىّ بود ، گاهى او را و پدرش را به آن قبيله نسبت داده « طائى » مىگفتند ، و گاهى به شيبان كه جدّ ايشان بود منسوب ساخته « شيبانى » مىخواندند ، چه پدر قحطبه ، شبيب بن يزيد بن نعيم بن الشيبان الطائى بود و در بسيارى از كتب معتبره مذكور است كه شبيب مذكور در ميان خوارج دعواى امامت مىنمود و حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام را دشنام مىداد و متابعان خود را به سبّ و شتم آن حضرت مأمور مىساخت و در « عيون اخبار الرّضا عليه السّلام » و بعضى ديگر از كتب حديث مذبور است كه حميد بن قحطبة در يك شب به امر هارون الرّشيد شصت امام زاده را به قتل رسانيد .

[ همراهى ابو مسلم با نقيبان ]

مؤلّف رحمه اللّه مىفرمايد : امّا چون محمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس مطّلع شد كه ابو عكرمه دوازده نقيب تعيين نموده است از اكابر اصحاب بيعت ، هفتاد تن را نقابت داد و به هر يك جداگانه دستور العملى فرستاد كه خلق را به چه منوال دعوت كرده ، با ايشان چگونه معاشرت نمايند . و در سنهء اثنى و مائه ابو عكرمه ، قحطبة بن شبيب و سليمان بن كثير و مالك بن هيثم را نزد محمّد بن على فرستاد كه اموال خمس را كه جمع كرده بودند ، به او رسانند ، و ابو مسلم را با ايشان همراه كرده ، چون به مكّه رسيدند ، شبى نزد محمّد بن على رفته بوسه بر دست و پاى او دادند و آن مال را تسليم نمودند ، محمّد ايشان را نوازش كرده ، چون چشمش بر ابو مسلم افتاد ، از احوال او استكشاف نمود ؛ گفتند : سرّاج پسرى است ، بنى معقل مىگويند : بنده و بندزادهء ماست ، و او مىگويد : آزادم ، محمّد با ايشان گفت كه : از حال او غافل مباشيد كه نشان داده‌اند كه از مثل او كسى ، ما را فتح عظيم روى نمايد ، بعد از آن وصيّت كرد كه اگر مرا حادثه‌اى پيش آيد ، بايد كه متابعت پسرم ابراهيم نماييد ، و اگر او را قضيّه‌اى روى دهد ، برادرش ابو العبّاس را امام و خليفه دانيد ، و اين ابو العبّاس ، عبد اللّه بن محمّد است كه آخر به « سفّاح » ملقّب