حسان عطاء به دعوت اهل خراسان نامزد كرد ، ابو عكرمهء سرّاج گفت : اگر امام رخصت فرمايد ، من نيز با ايشان موافقت نموده ، و در اين امر سعى نمايم ، محمّد بن على بن عبد الله بن العباس آن دو تن را سفارش نمود كه از صوابديد ابو عكرمه تجاوز ننمايند ، و در باب دعوت ، وصيّت نامهاى به ابو عكرمه داد كه دستور العمل او باشد ، و ايشان به كوفه آمده ، ابو عكرمه كارسازىها نمود ، پس متوجّه خراسان شوند ، ابو مسلم از سير و سفر ابو عكرمه آگاهى يافت ، پس بر اثر او روان شده ملازمتش اختيار نمود .
و محمّد بن على بن عبد اللّه بن عبّاس ، هبيره نامى را به دعوت به عراق فرستاد ، و هبيره در عراق عرب به خفيه مردم را به بيعت محمّد بن على دعوت مىنمود ، و آن سه تن در بلاد خراسان مىگشتند و پوشيده به همين كار اشتغال مىنمودند ، و هر كس كه قبول بيعت مىنمود ، از او عهدنامهاى به نام محمّد بن على مىگرفتند ، و چون مكتوبى چند جمع مىشد ، به نزد محمّد بن على مىفرستادند ، ابو عكرمه از معارف و مشاهير ساكنان خراسان كه به دايرهء بيعت درآمده بودند ، دوازده تن را به نقابت اختيار نموده ، فرمود كه به گرفتن بيعت مشغول گردند ، كثير خزاعى و پسرش سليمان بن كثير و مالك بن هيثم و قحطبة بن شبيب از جملهء اين دوازده تن بودند ، و قحطبهء مذكور خارجى زاده بود ، و پدرش شبيب در ميان خوارج دعواى امامت مىنمود ، [ چنان كه شمهاى از حالات او در ضمن وقايع زمان حضرت امام زين العابدين عليه السّلام در اين مختصر مذكور گشته ] « 1 »
افسانهخوانان ياوهگوى بىحيا ، و قصّهخوانان سختروى بادپيماى ، اين قحطبه و احمد زمچى را كه از ملازمان او بود ، از اشراف سادات مىشمردند ، و عوام كالانعام را به اين تزوير شيفته و رام و گرفتار دام خود مىگردانيدند .
هامش
( 1 ) . شايد اين عبارت توضيحى است از سيد مختار و يا عبارت نسخهاى از « انيس المؤمنين » است .