مىزدند ، عاقبت از آن سرور دينپرور مفارقت جسته ، علم عداوت افراشتند ، مانند آنها كه در جنگ صفّين در سلك ملازمان آن جناب منتظم بودند ، بعد از آن ، طريق عناد پيش گرفته تكفير آن حضرت نمودند ، پس اگر طايفهء ناكثين و فرقهء مارقين از دوستيى كه قبل از اظهار دشمنى ، مىنمودند فايده يابند ، ابو مسلم نيز از محبّتى كه فرض كرده باشيم ، منتفع مىگردد .
پس بدان ! كه ابو مسلم مروزى من اوّل العمر الى آخره مخالف اهل البيت عليهم السّلام بوده ، زيرا كه به صحّت پيوسته كه در بدايت حال « مروانى » بود ، و چون از بنى مروان تبرّا نمود « كيسانى » شده و به امامت آل عبّاس قائل شده ، آنگاه گفت : بعد از پيغمبر عبّاس امام بوده ، بعد از آن خود دعواى امامت نمود ، و به آن اكتفا ننموده ، دعواى حلول كرد و بر آن دعواى باطل ثابت بود ، تا كشته شد .
القصّه ، در روز بيست و يكم جمادى الآخر از سال صد و بيست و ششم از هجرت ، وليد بن يزيد بن عبد الملك [ درگذشت ] ، و پسر عمّ او يزيد بن وليد بن عبد الملك حكومت يافته ، شش ماه به آن امر اشتغال نموده ؛ و در بيستم ذى الحجّة سنهء مذكوره به علّت طاعون درگذشت ، آنگاه برادرش ابراهيم بن وليد بن عبد الملك بر جاى او نشست و دو ماه حكومت كرد ، پس مروان حمار به شام آمده ، دعواى خلافت نمود و ابراهيم از مروان گريخته حكومت به او گذاشت و بعد از سه ماه كشته شد .
و در سال [ صد و ] بيست و نهم از هجرت ابو مسلم مروزى در ديهى از ديههاى شهر مرو از براى بنى عبّاس خروج كرده در تقويت آن جماعت كوشش عظيم نمود ، اگر چه در « منهج النّجات » حكايت آن بىسعادت مسطور گشته ، و در اين مختصر تفصيل هر اجمال حواله به آن كتاب است ، ليكن به سببى كه از سياق كلام آينده معلوم شود ، مناسب چنان ديد كه در اين اوراق نيز بعضى از مطاعن آن پيش خيل ارباب
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: مير لوحى
ص٣٤٨