خورشيد سلطنت شاه جنّت مكان عليّين آشيان بعضى از افسانهخوانان سنّى سيرت و ياوهگويان ناصبى سريرت ، اسطوره بر ابو مسلم مروزى بسته بودند ، و در زمان آن شاه علّيين آرامگاه بعضى ديگر از قصّهخوانان دروغ پيشه و بادپيمايان كج انديشه تغييرى در آن افسانه نموده ، آن قصّهء موضوعه را با مفتريات بر بعضى از ائمّهء معصومين عليهم السّلام آميخته بودند ، و عوام را به آن تزوير و تسطير ، محبّ و دوستدار آن محبوس زاويهء سعير گردانيده ، و با آنكه نوّاب غفران پناه قصّهخوانان را از خواندن آن قصهء باطله منع نموده ، به شستن دفاتر ضالّهء ايشان و به تخريب مقبرهاى كه به ابو مسلم مروزى نسبت مىدادند امر فرموده بود ، بعد از رحلت آن حضرت به قصور بىقصور جنّت ، بعضى از قصّاص باز مرتكب آن ناشايست شده ، به اغواء و اضلال عوام اشتغال مىنمودند ، شاه دين پناه مجدّدا از خواندن و شنيدن آن منع فرمود و قدغن نمود كه : هر كس آن قصّهء كاذبه بخواند به تيغ سياست زبانش قطع نمايد .
الحق به غايت زشت بود كه در بلاد شيعه آن طور قصّهء دروغى خوانند و عوام را دوست مخالفان گردانند ، و بايد دانست كه خواندن و شنيدن جميع قصص كاذبه حرام و از افعال فاسقين است ، خصوصا اخبار موضوعهاى كه در مدح مخالفين است ، كه آن اخلال در مذهب و دين است ؛ مگر آنكه بر سبيل انكار و ردّ يا تنبيه عوام باشد ، چنان كه احاديثى كه وضع نمودهاند نواصب در فضيلت شيوخ خود كه علماى اماميّه رحمهم اللّه نقل آن مىكنند به طريق انكار ، و با دلايل واضحه ردّ آن مىنمايند ، و عوام را آگاه مىسازند كه آن از مفتريات و موضوعات مخالفين است ، و هرآينه اجتناب از شنيدن قصص كاذبه از اخلاق مؤمنين است ، زيرا كه حضرت عزّت - تعالى شأنه و تعظّم برهانه - در صفت ايشان مىفرمايد كه :
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
« 1 » و جاى ديگر در صفت
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون آيهء 3 .