بنى عبّاس بر اولاد اطهارش ظلمها كنند ، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و بعضى ديگر از ائمّهء معصومين عليهم السّلام از بيرون آمدن ابو مسلم و ملك بنى عبّاس و مغول خبر دادند ، از جملهء معجزات ايشان است ، نه آنكه مدح بنى اميّه و ابو مسلم و بنى عبّاس و مغول باشد ، يا دلالت كند كه ايشان در اوايل حال مردمان خوب بودهاند ، و حال آنكه عبارت « هو ولّى ولد العبّاس » در خبرى كه صاحب « نوادر » « 1 » نقل كرده ناطق است به طعن ابو مسلم و بر فرضى كه فرود آوردن يحيى از دار و ملاقات او با اولاد امجاد حيدر كرّار از روى محبّت واقع شده باشد ، چه فايده رساند او را ؟ چون در آخر كار با حضرت امام جعفر عليه السّلام معاندت نمود ، ابو سلمهء خلّال را به واسطهء نامهاى كه به آن حضرت فرستاده بود كشت ، و سليمان كثير را به واسطهء آنكه ميل به اولاد امير المؤمنين عليه السّلام كرد ، به قتل رسانيده و فرمود كه نبيرهء جعفر طيّار را كشتند ؛ و خلافت را كه حقّ اهل بيت عليهم السّلام بود ، به بنى عبّاس داد تا شش امام معصوم عليهم السّلام را با بسيار از اولاد و احفاد ايشان به قتل رسانيدند ، و چندين هزار تن را از شيعهء اماميّه به جهت آنكه به امامت بنى عبّاس قائل نبودند ، هلاك كرد ، شرح تمامى بدىهاى او را مجلّدى على حده بايد .
و نيز به صحّت رسيده كه زبير بن العوّام در زمان حضرت خير الانام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نهايت دوستى مىورزيد ، و بعد از وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا كشته شدن عثمان همچنان دم از محبّت آن حضرت مىزد ، آخر به اغواى شيطان تمرّد و عصيان آغاز كرده با حضرت امير مؤمنان عليه السّلام محاربه و مقاتله نمود ، و همچنين جمعى كثير و جمّى غفير بودند كه در بدايت حال ، لاف دوستى آن ولىّ ملك متعال
هامش
ولى چون اين قسمت از باب ششم « انيس المؤمنين » و دنبالهء مطلب است از روى نسخهء « انيس المؤمنين » تايپ و غلطگيرى شد تا مزيد استفاده باشد .
( 1 ) . يعنى : « نوادر الحكمة » .