بندگان برگزيدهء خود مىفرمايد كه :
وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً
« 1 » و اين آيه دالّ است بر آنكه « عباد الرحمن » ، يعنى : بندگان برگزيدهء پروردگار عالميان ، كسانىاند كه حاضر نشوند در مجالس و محافل اهل كذب و ساير فسوق ، از آن جهت كه حاضر شدن در مشاهد باطله شريك شدن است در خطا و عصيان اهل آن مشاهد ؛ به سبب آنكه حضور در آن مجالس دليل رضاست بر آن معاصى .
نواب خاتمة المجتهدين در « مطاعن المجرميّة » بعد از ايراد آيهء كريمهء
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
« 2 » آورده است كه :
« سئل الصّادق عليه السّلام عن القصّاص ، أ يحلّ الاستماع لهم ؟ فقال عليه السّلام : لا ، و قال عليه السّلام : من أصغى إلى ناطق فقد عبده ، فان كان الناطق عن اللّه ، فقد عبد اللّه ، و إن كان الناطق عن إبليس ، فقد عبد إبليس . »
يعنى : « پرسيدند از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام از حال قصّهخوانان ، كه آيا حلال است گوش داشتن به ايشان ؟ آن حضرت فرمود كه : حلال نيست ، و فرمود كه :
هر كس گوش بدارد به ناطقى ، پس به تحقيق كه او را پرستيده »
بدان كه مراد ناطقى است كه قصّههاى دروغ خواند و لب به سخنان باطل جنباند ؛ چنان كه در آخر اين حديث مستفاد مىشود ، آنگاه آن حضرت فرمود كه : « پس اگر ناطقى باشد كه از خدا سخن گويد ( يعنى : حقّ گويد ) ، به تحقيق كه شنونده خداى را پرستيده ، و اگر ناطقى باشد كه از ابليس سخن گويد ( يعنى : باطل گويد ) ، پس به تحقيق كه شنونده ابليس را پرستيده » .
و چون از اوّل اين حديث مفهوم گرديد كه هر كس گوش به قصّهخوانان
هامش
( 1 ) . سورهء فرقان آيهء 72 .
( 2 ) . سورهء لقمان آيهء 6 .