تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
والاگهر « امير محمّد جعفر - عليه رحمة اللّه الملك الاكبر » ديدم كه به مقابلهء حديث اشتغال داشت و پدرش در پهلويش نشسته ، همّت بر ترقّيش مىگماشت ، پس ديگر باره مفارقت احباب كه نمونه‌اى از شدائد يوم الحساب است روى داد ، و الم مهجورى از مشهد مقدّس اتّفاق افتاد و چون به عادت والد خويش جوار امصار و بلاد مىپيمودم و همواره طالب ادراك ملاقات برادران مؤمن مىبودم ، نه از براى تفرّج و تماشا بلكه به جهت زيارت اخوان صفا و خلّان وفا هر روز سلوك در باديه‌اى و هر شب قعود بر باديه‌اى مىنمودم . و در سنهء اربع و اربعين و الف « 1 » ( 1044 ) به سبب طواف يكى از فضلاى مؤمنين بار ديگر به اصفهان رسيدم ، در آن سال « امير لوحى » را ديدم كه از جهّال و اراذل دار اليهودا كمال آزار و جفا داشت ، و علم صبر و شكيبائى به قبّهء جوزا مىافراشت . بسط اين حكايت و بيان اين اشارت آنكه سيّد مشار اليه كه در غايت صلاحيّت بود و در امور دينيّه در نهايت صلابت و فنّ آثار را به حدّ كمال ماهر و علم اخبار به اقصى المراتب مستحضر ، چون در كتب معتبرهء علماى اماميّه ، مطاعن ابو مسلم مروزى بسيار ديده بود و مكرّرا از مشايخ خويش كه همه از اكابر فضلاى اماميّه و علماى دينيّه بودند طعن آن دشمن اولاد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده ، مصلحت آخرت سفيهان اصفهان مرعى داشته آن گرفتاران خواب غفلت را بيدار و آن مستان شراب جهل را هشيار مىگردانيد ، و ايشان را از دوستى ورزيدن با آن لعين كه از معاندان ائمّهء معصومين عليهم السّلام بود منع مىنمود و مضمون خبر معتبر « المرء يحشر مع من احبّ » « 2 » ادا مىفرمود و مرادش از آن موعظت و نصيحت آنكه : آن سرگشتگان بيابان حرمان از رحمت حق تعالى دور نگردند [ و ] با خارجى مانند ابو مسلم جرمان محشور نشوند ،
هامش
( 1 ) . اصل : اربع اربعين و الف . ( 2 ) . « النصائح الكافية » محمّد بن عقيل / صفحهء 160 .