تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
فاعل آن كيست به قتل چندين نفس اشارت فرمود ، ابو مسلم گفت : اگر فاعل آن جريمه معلوم نبود ، به هر حال گناه اين مجرمان مشخص بود ، سنباد گفت : استدعا آن كه امير اعلام فرمايد كه گناه ايشان چه بود ؟ گفت : كدام گناه از اين بزرگتر تواند بود كه ايشان به امامت آل عبّاس قائل نبودند ، و اولاد ابى طالب را امام دانسته ؛ پيروى بنى فاطمه مىنمودند . القصه ، چون مردم با سفّاح بيعت كردند ، عمّ خود عبد اللّه بن عبّاس را لشكر داده به جنگ مروان فرستاد و در ماه ذىقعده سال صد و سى و دوم از هجرت مروان در دست يكى از ملازمان صالح بن على بن عبد اللّه بن عبّاس كشته شد . عبد اللّه كه سردار لشكر بود سر مروان را نزد سفّاح فرستاد ، پس دست به قتل بنى اميّه گشوده ، هر كسى را از ايشان كه يافتند ، به قتل رسانيدند ، و گور معاويه و ساير ملوك بنى اميّه را شكافتند الّا قبر عمر بن عبد العزيز و معاوية بن يزيد و استخوانهاى ايشان را بيرون آورده سوختند ، و در قبر معاوية بن ابى سفيان و پسرش يزيد به جز خاك سياه و خاكستر چيزى نيافتند . پس پادشاهى بر سفّاح قرار گرفت .

باب هفتم در بيان مجملى از وقايع زمان سفّاح و رسيدن پيك عمرش از مرحلهء صباح به مرحلهء رواح

چون پادشاهى بر سفّاح قرار گرفت ، به تلافى آن سعى كه ابو مسلم در تقويت دولت ايشان نموده بود حكومت خراسان را به او گذاشت ، پس خبر به ابو مسلم مروزى دادند كه ابو سلمهء خلّال نامه‌اى به امام جعفر عليه السّلام فرستاده بود كه آن حضرت به كوفه رود تا مردم كوفه و لشكر خراسان را به بيعت او درآورد و به روايت كيدرى و مسعودى - عليهما الرحمه - ابو مسلم نامه‌اى به سفّاح فرستاد به اين عبارت كه : « لقد
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 301 | مير لوحى