تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
هذيان مىگفت زيرا كه مكرّر بر زبان كفر نشان جارى مىساخت كه : هر كس غير آل عبّاس را امام و خليفه و امير المؤمنين داند كافر است . صاحب كتاب « الملاحم » آورده است كه : عبد اللّه بن يحيى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام كه او را طالب الحق مىگفتند ، در زمان سفّاح در يمن ظهور كرد ، سفّاح از زوال ملك ترسيده نامه‌اى به ابو مسلم فرستاد كه : اى صاحب الدولة ! شرّ اين علوى را از ما كفايت كن ، ابو مسلم لشكر به يمن كشيده ، متابعان بنى عبّاس ، لشكر شاه زاده عبيد اللّه را منهزم ساختند و آن شاه زاده را گرفته نزد ابو مسلم بردند ، ابو مسلم از براى خشنودى سفّاح به دست خود سر آن شاهزاده را جدا كرده نزد سفّاح فرستاد و چون به خراسان بازگشت ، سفّاح ابو جعفر را ولى عهد ساخته ، مرتبهء ديگر او را به خراسان فرستاد كه از اهل آن حدود به جهت خود بيعت بگيرد . ابو مسلم اين خبر شنيده رنجيد كه سفّاح بىمشورت او ابو جعفر را ولى عهد گردانيده بود ، خواست كه خلق را به بيعت خود تكليف نمايد ، پس داعيهء امامت و خلافت در خاطرش رسوخ يافت و در اين مرتبه چندان التفاتى به ابو جعفر نكرد ، بلكه با او از در بىحرمتى در آمد ، ابو جعفر كين ابو مسلم در دل گرفته بازگشت و به سعايت او مشغول شد و ابو مسلم بنابر آنكه مكرّر گفته بود كه هر كس غير آل عبّاس را امام و خليفه داند شايستهء قتل است و او را بايد كشت ، به خاطر گذرانيد كه اوّل الحاق نسب خود به عبّاس بايد نمود ، آنگاه دعواى خلافت كرد تا كسى را مجال اعتراض نباشد ، پس اكثر اوقات حكايات موضوعه را از سليط نقل مىكرد و در اثناى تقرير آن حكايات مىگفت : من پسر مسلم خطرنيم و مسلم نبيرهء سليط بن عبد اللّه بن عبّاس بود و حال آنكه سليط بندزادهء عبد اللّه بن عبّاس بوده و مسلم خطرنى از بنى عجل بود و عجل كه پدر قبيله است مردى بود از عرب كه به هفت واسطه نسب به الياس بن مضر