استقبال كرد و چون به او رسيد پياده شد ركابش را بوسه داد و چون به شهر درآمدند ، ابو مسلم در حضور او سليمان كثير را به قتل رسانيد ، سبب قتل سليمان آن بود كه در آن وقت رغبت از بنى عبّاس گردانيده ميل به اولاد امير المؤمنين عليه السّلام كرده بود .
در بسيارى از كتب معتبره مسطور است و كيدرى رحمه اللّه در « كفاية البرايا » آورده كه :
در آن هنگام كه وارد شد عبيد اللّه بن الحسين الاصغر بن على بن لحسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام به ابو مسلم مروزى در خراسان ، تعظيم نمودند او را اهل خراسان ، و فرستادند براى او ارزاق بسيار .
پس ، بد آمد ابو مسلم او را و خواست كه شاهزادهء عبيد اللّه را بكشد و سليمان كثير در آن ايّام با شاهزاده عبيد اللّه گفت كه : « انّا غلطنا فى أمركم و وضعنا البيعة فى غير موضعها » يعنى : ما غلط كرديم در امر شما و بيعت با كسانى كرديم كه شايستهء بيعت نبودند ، پس بياييد كه با شما بيعت كنيم و بخوانيم مردم را به بيعت شما ، پس گمان برد شاهزادهء عبيد اللّه كه اين مكرى است از جانب ابو مسلم ؛ پس از براى دفع حجّت ابو مسلم ، خبر داد او به آنچه سليمان كثير گفته بود ، پس جفا كرد بر او ابو مسلم و سنگين كرد بر او مكان او را و به او گفت : اى عبيد اللّه ! جاى تو در خراسان نيست ، آنگاه اخراج كرد او را از خراسان ، و به سبب همين كشت سليمان كثير را در حضور ابو جعفر .
آوردهاند كه : در آن وقت ابو مسلم انكار امامت امير المؤمنين عليه السّلام نموده ، مىگفت كه : امامت به ميراث است و بعد از پيغمبر حقّ عبّاس بود زيرا كه تا عمّ باشد ميراث به پسر عمّ نمىرسد ، و مردم را الزام مىنمود كه به امامت عبّاس قايل شوند ، پس بسيارى از خلق به امامت عبّاس قايل گشتند ، و بعضى از اين طايفه مىگفتند : هر كس بعد از پيغمبر على بن ابى طالب را امام داند كافر است ، و ابو مسلم خود نيز اين
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: مير لوحى
ص٣٠٣