ملعونيّت و مردوديّت شهرت داده مىگفتند كه : او تمام اين پيران و پيش قدمان ما را لعنت مىكند ؛ بعد از آن ، آن طائفهء بىايمان با زبانهاى بريده به اكابر شيعه پرداختند ، چنان كه هر كس را از آن بزرگان كه سيّد مؤمى اليه بيشتر تعريف مىكرد ، آن بدبختان از زبان او ، آن بزرگ شيعى را بيشتر به بدى مشهور مىساختند و مركب بدگويى در ميدان فتنهجويى مىتاختند و مدّعاى آن منافقان و مفسدان آن بود كه سگ صفتان مثل خود را با او دشمن كنند .
صاحب كتاب « مشاين » عداوت ورزيدن ايشان را با آن سيّد عالىشأن از بزرگترين عيبهاى اهل اصفهان شمرده ؛ مىگويد كه :
« يكى ديگر از عيوب عظيمهء اهل اصفهان و علامت حماقت ايشان آن است كه با وجود آنكه در اين زمان لاف تشيّع مىزنند ، با سيّد صالح فاضلى كه در نهايت بىتكلّفى و بىساختگى ، مدام علم محبّت و متابعت حضرات معصومين عليهم السّلام به اوج سماوات افراشته و هميشه به نصيحت و هدايت خلق اشتغال داشته ، غايت عداوت دارند و روز به روز بلكه ساعت به ساعت بر بغض و عناد مىافزايند ، به سبب آنكه ايشان را از مخالفت خدا و از دوستى ابو مسلم دغا تحذير نموده و مضمون خبر معتبر : « المرء يحشر مع من احبّه » از روى خير خواهى تقرير فرموده » .
امّا صاحب كتاب « ميزان المحاسن و المشاين » مىگويد كه :
« اگر صاحب كتاب « مشاين » را زعم آن است كه تمام اهل صفاهان با سيّد مشار اليه دشمنند غلط كرده ، و الّا از اينكه در شهرى بعضى از سفهاء با مردم صالح دانا عداوت ورزند ، هيچ نقصى به عقلاء و صلحاى آن شهر نخواهد رسيد ، چه ، معلوم است كه ابو جهل كه اشرّ كفّار بود ، يكى از اهل مكّه بود ، و مكّه به اجماع ، بهترين بقاع جهان است ، و مولد و منشأ سيّد عالميان ، و متواتر است كه اندكى از اهل مكّه بودند كه بندگى خدا مىنمودند ، و باقى مردم آن ديار به عبادت لات و عزّى اشتغال داشتند ، و
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 288
مساهمون: مير لوحى
ص٢٨٨