باب اوّل [ در ذكر سبب تأليف چند كتاب در ردّ ابو مسلم ]
در ذكر سبب آنكه از علماى زمان ، كتب جديده و رسائل عديده نوشتند در طعن عبد الرّحمن ( يعنى : ابو مسلم مروزى ) كه نزد علماى شيعه مكنّى به ابو مجرم و ملقّب به جرمان ( است ) .
بدان اى محب شاه مردان ! كه قصّهخوانان از خدا بىخبر قصه در تعريف ابو مسلم مروزى ابتر بسته بودند و آن را شهرت داده و عوام الناس را به آن سخنان دروغ ، دوست و هوادار او گردانيده و اكثر علماى عصر را اطلاع بر اختراع ايشان نبود ، تا سيدى فاضل از متوطنان اصفهان « مير لوحى » نام كه غايت صلبت داشت در دين و نهايت مهارت در اخبار ماضين ، و فقير مكرّر از حضرت سيّد المجتهدين ( مير داماد ) تعريف او را شنيدهام ، بر اين معنى مطلع شده ، عوام را از دوستى ابو مسلم منع كرد ، بعضى از سفيهان آن چنان فريب قصّهخوانان خورده بودند كه به هيچ وجه قول مشار اليه را قبول ننمودند و كمر عداوت بر ميان بسته ، زبان به غيبت و منقصت او گشودند و انواع ژاژخايى « 1 » آغاز كردند و به افتراء و بهتان ، دهن باز كردند و هرچه مىخواستند در هم مىبافتند و از فرط جهالت و حماقت اين قدر نمىيافتند كه از آن بيهودهها كه مىگويند و راه عصيان كه مىپويند ، نقصان و مضرّت به او نمىرسانند ، بلكه خود را رسوا و فضيحت مىگردانند ، و خبث طينت و جهل و سفاهت خود را ظاهر مىسازند و خويشتن را در ورطهء بلايى اندازند .
مدّتى افتراهاى آن گروه بىحيا و بهتانهاى بىدينان غافل از روز جزا بر اين وجه بود كه هر روز يكى از مجهولين را كه پيرو پيشواى خود ساخته بودند به
هامش
( 1 ) . بيهودهگوئى .