و ديگر رسالهها كه ذكر مجموع آن موجب اطناب است ، و در چندين كتاب ديگر كه در مطالب مختلفه در همين عصر نوشته شده به تقريب بعضى از مطاعن ابو مسلم مذكور گشته مثل :
كتاب « هادى الصبيان الى طريق الايمان »
و كتاب « درج اللآلى »
و كتاب « زينة مجالس المؤمنين »
و كتاب « مشاين اصفهان »
و كتاب « ميزان المحاسن و المشاين »
و غيرها .
و اكثر مؤلّفان كتب مذكوره و رسايل مزبوره كه از عدول علماء و ثقات فضلايند ، در آن كتابها و رسالهها تعريف شرافت و جلالت حسب و نسب سيّد مؤمى اليه « 1 » نمودهاند ، و آن خسيسان بىديانت را كه با او در مقام ضدّيتاند هدف تير ملامت ساخته و ولوله در جان آن منافقان بىايمان انداخته .
باب دوم در وجوب دشمنى با مخالفان امامان عليهم السّلام
در بيان آن كه واجب است دشمن بودن با مخالفان ائمّهء معصومين عليهم السّلام ، و تبرّا نمودن از آن گروه لعين از جمله واجبات است ، و تلفّظ به لعن اعداى دين از احبّ عبادات ، و لعن به معنى راندن و دور كردن است و هرگاه به طريق نفرين گويند كه :
« لعن اللّه ظالما » معنيش آن است كه خداى تعالى دور گرداند از رحمت خود ظالم را ؛ و معلوم است كه هر قولى يا فعلى كه تقاضاى نزول عقوبت كند بر مكلّف از فسق و
هامش
( 1 ) . يعنى : مير لوحى