علم عداوت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىافراشتند ، كدام بلدهاى است كه در آن فاسق و جاهل ، اضعاف مردم صالح و عاقل نباشند ؟ « نيك و بد در همه جا مىباشند » ، قايلم به اينكه گروهى از سفيهان و احمقان در اصفهان هستند كه با آن سيّد صالح عداوت مىورزند ، امّا اكثر ايشان از اهل اصفهان نيستند ، و اگر همهء ايشان را از اهل آن ديار فرض كنيم باز سهل است ، چون در آن بلده مردم صالح ديندار و عاقل پرهيزكار هم بسيارند كه سيّد مشار اليه را از صميم قلب محبّ و دوستدارند ، و سخنان دلپذيرش را كه اكثر آن مستنبط است از حديث و قرآن ، به دل و جان خريدار » انتهى .
الحق نديدم كسى را كه با آن سيّد عالى تبار عداوت نمايد و زبان به غيبتش گشايد كه معيوب به عيبى از عيوب شرعيّه نباشد ، و ظاهر است كه با آن طور كسى بدى كردن و عناد ورزيدن ، كار مردم صالح پاك اعتقاد و متديّن نيكو نهاد نيست .
باز صاحب كتاب « مشاين » مىگويد :
« به خدا سوگند ! كه كسانى كه با آن سيّد صالح عداوت مىنمودند و زبان به بدگويى مىگشودند ، چون تحقيق كردم ، يا به الحاد و فساد اعتقاد موصوف بودند يا به سوء ولادت و خبث طينت مشهور و معروف ، يا راشى يا مرتشى يا بينهما ماشى ، يا آكل سحت و ربا يا سارق و خاين و بىحيا ، اكثر كاذب و نمّام و مفترى ، و بيشتر در مقام مردم فريبى و حيلتگرى ، همه مايل به سرود و غناء و سراسر بندهء نفس و هوا ؛ تمام راغب به لهو و لعب ، و جميع به اعمال شنيعه مرتكب ، همه عارى از حيلهء ايمان و مجموع مستغرق بحر عصيان ؛ تمام گرفتار به علّت نادانى و اغلب مبتلاى به بلاى قلطبانى » . انتهى .
و حق اين است كه ملاحده در عالم بسيارند و فسّاق و فجّار در جهان بىشمار ، و طايفهء اولى با مقيّدان شريعت غرّا به سبب مخالفت عقيدت در غايت دشمنى و عداوت و فرقهء ثانيه با صلحا و اتقيا به علت مغايرت جنسيت ، در نهايت ضدّيت و
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: مير لوحى
ص٢٨٩