تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
باشد . امّا بعد از عقد بيعت ، سفّاح به مسجد رفت و بر منبر برآمده ، ايستاده خطبه خواند به خلاف بنى اميّه ، و چون ضعفى داشت داود بن على كه عمّ او بود بر منبر برآمد و يك پايه پست‌تر از او ايستاده خطبه تمام كرد ، و گفت : اى اهل كوفه ! هيچ خليفه‌اى بعد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پاى بر اين منبر ننهاده مگر علىّ بن ابى طالب ، و اين امام كه بر اين منبر است ، چون مذهب آل عبّاس در آن وقت [ اين ] بود كه بعد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين على عليه السّلام و بعد از او محمّد بن الحنفيّه ، و بعد از او پسر او ابو هاشم و بعد از او على بن عبد اللّه بن العبّاس و بعد از او محمّد بن على و بعد از او ابراهيم بن محمّد و بعد از او سفّاح امام است ( چنان كه سابقا مذكور گشت ) و آنچنان كه انكار امامت امام حسن عليه السّلام كه مكرّر بر آن منبر برآمده بود مىنمودند ، منكر امامت امام حسين و امام زين العابدين و امام محمّد باقر و امام جعفر صادق عليهم السّلام نيز بودند . پس سفّاح و داود بن على از منبر به زير آمده ، به دارالأماره رفتند ؛ و ابو جعفر دوانيقى كه برادر سفّاح بود ، تا نماز عصر به اخذ بيعت اشتغال نمود ، روز ديگر سفّاح با حسن قحطبه و برادرش حميد بن قحطبه و ابو سلمهء خلّال به لشكرگاه رفت و امارت كوفه را به عمّ خود داود بن على داد ، و عمّ ديگرش عبد اللّه بن على را امير لشكر ساخته ، مقرّر كرد كه عبد اللّه مذكور با جمعى از اخوانش و با ابو عون مرغزى به جنگ مروان حمار روى آورند ، ايشان متوجّه حرّان شدند ، و مروان حمار از حرّان بيرون آمده در موضع « زاب » تلاقى فئتين دست داد ، پس لشكر مروان منهزم گشتند ؛ مروان چون حال بر آن منوال ديد ، راه گريز در پيش گرفته مىرفت و لشكر عبد اللّه بن على او را تعاقب مىنمودند ؛ تا عاقبت در ذىقعده همان سال ( يعنى : سال صد و سى و دويم از هجرت ) در دست يكى از ملازمان صالح بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس كشته شده ، عبد اللّه بن على سر مروان را نزد سفّاح فرستاد ، آنگاه فرمود كه دست به قتل بنى اميّه
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 223 | مير لوحى