خرج فى كورة مرو منها و أقام كثيرا بها »
يعنى : « به تحقيق كه بود ابو مسلم هجين از اهل كوفه ، و بود مولد او ديهى از اعمال كوفه كه آن ديه را خطرنيّه مىگفتند ؛ پس چون فرستاد او را ابراهيم به خراسان و قوّت گرفت امر او ، گفتند او را : ابو مسلم مروزى ، از براى آنكه خروج كرد در شهر مرو ، و اقامت نمود در آن شهر بسيار . »
و كسى را كه به شهر مرو نسبت مىدهند ، او را « مروزى » و « مروى » مىگويند ؛ و « هجين » عبارت از كسى است كه پدر او آزاد و مادرش بنده بوده باشد ، امّا مشخّص نشده كه خودش بنده بوده يا آزاد .
بعضى را عقيده آن بود كه احمد مذكور ، كنيزك مزبور را به اجازت معقل حدّاد خواستگارى نموده ، مشروط به آنكه هر فرزندى كه متولّد شود ، بندهء معقل باشد ؛ و برخى را زعم آنكه بدون شرط ، آن كنيزك را خواسته ، و زمرهاى او را به سوء ولادت نسبت [ مى ] دادهاند ، و عبارت مسعودى - عليه الرحمة - كه در « مروج الذّهب » تقرير فرموده ، مشير به همين ابهام است ؛ و آن عبارت اين است كه :
« قد تنوزع فى أمر أبى مسلم ، فمن الناس من رأى أنّه من العرب ، و منهم من رأى أنّه كان عبدا فأعتق »
يعنى : « نزاع كردهاند در امر ابو مسلم ، بعضى گفتهاند كه : عرب بوده ، و بعضى گفتهاند : بنده بود ، پس آزادى يافت . »
و بعد از اين عبارت ، بر وجه توضيح بيان نموده كه :
« و كان من أهل النرس « 1 » و الجامعين من قرية يقال لها : خطرنيّه و إليها يضاف الثياب النّرسيّة المعروف بالخطرنىّ و ذلك من أعمال الكوفة و سوادها »
هامش
( 1 ) . نسخهء اصل : الترس .