فصل در سبب رسيدن ابو مسلم به خدمت محمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس
مروى است كه چون محمّد بن على را داعيهء امامت و خلافت در خاطر رسوخ يافت ، به مكّه رفته ، در موسم حجّ با مردم كه از اطراف مىآمدند ، ملاقات مىكرد ، و از ايشان عهود و مواثيق فرا مىگرفت كه افشاى راز او ننمايند ؛ آنگاه ايشان را به متابعت خود دعوت مىنمود ، تا جمعى كثير و جمّى غفير به دمدمه و فسون او فريفته و شيفته گشته ، دست مبايعت « 1 » به او دادند ، و پاى جهالت در وادى ضلالت نهادند ، و در مائهء هجريّه ابو عكرمه سرّاج به نيّت حجّ از كوفه به مكّه آمد ، و او را با محمّد ملاقات اتّفاق افتاده به متابعتش مايل گشت ، و در همان ايّام ، محمّد مزبور محمّد بن حسين را با حسان عطاء به دعوت اهل خراسان نامزد كرد ، ابو عكرمهء سرّاج گفت : اگر امام رخصت فرمايد ، من نيز با ايشان موافقت نموده ، و در اين امر سعى نمايم ، محمّد بن على [ بن عبد الله بن العباس ] آن دو تن را سفارش نمود كه از صوابديد ابو عكرمه تجاوز ننمايند ، و در باب دعوت ، وصيّت نامهاى به ابو عكرمه داد كه دستور العمل او باشد ، و ايشان به كوفه آمده ، ابو عكرمه كارسازىها نمود ، پس متوجّه خراسان گرديدند ، ابو مسلم از سير و سفر ابو عكرمه آگاهى يافت ، پس بر اثر او روان شده ملازمتش اختيار نمود .
و محمّد بن على بن عبد اللّه بن عبّاس ، هبيره نامى را به دعوت عراق فرستاد ، و هبيره در عراق عرب به خفيه مردم را به بيعت محمّد بن على دعوت مىنمود ، و آن سه تن در بلاد خراسان مىگشتند و [ پوشيده ] به همين كار اشتغال مىنمودند ، و هر كس كه قبول بيعت مىنمود ، از او عهدنامهاى به نام محمّد بن على [ بن عبد اللّه ] مىگرفتند ،
هامش
( 1 ) . نسخه بدل : متابعت .