تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
لعين گفت تا اهل بيت و عيال متعلقان امام را به نزد او آوردند زينب درآمد خواهر امام حسين عليه السّلام از فاطمه عليها السّلام و به گوشه‌اى از كوشك بنشست و كنيزكان گرد او درآمدند لعين گفت : من هذه التى انحازت ناحية و معها نساءها . چند كرت تكرار كرد يكى از كنيزكان گفت اين زينب است خواهر امام حسين از فاطمه . عبيد اللّه گفت : الحمد للّه الذي فضحكم و قتلكم و اكذب احدوثتكم ، فقال الزينب الحمد للّه الذي اكرمنا بنبيه محمد صلّى اللّه عليه و آله و طهرنا من الرجس تطهيرا ، و انما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا . شكر مر خداى را كه شمرا را فضيحت كرد و بكشت و دروغ ساخت خيال شما را . زينب گفت شكر مر خداى را كه اكرام كرد ما را به پيغمبر خود محمد صلّى اللّه عليه و آله و پاك گردانيد ما را از پليدى پاك گردانيدنى و فضيحت نكرد مگر فاسق و دروغ نگردانيد مگر فاجر را و او غير ماست . پس لعين گفت : كيف رأيت فعل اللّه باهل بيتك . چگونه ديدى كار خداى را بر اهل بيت خود . زينب گفت : كتب اللّه عليهم القتل فبرزوا الى مضاجعهم و سيجمع اللّه بينك و بينهم فيحاجون و يختصمون عنده فغضب . خداى بر ايشان كشته شدن بنوشت پس ظاهر شدند بر خوابگاه خود و زود باشد كه خداى جمع كند ميان تو و ميان ايشان پس حجت گيرند و خصمى كنند به نزد او ابن زياد در خشم شد . و عمرو بن حريث حاضر بود گفت : انها امرأة و المرأة لا تؤخذ بشىء من منطقها يعنى اين زن است و زنان را به سخن ايشان مؤاخذه نكنند . ابن زياد گفت : قد شفى اللّه نفسى من طاغيك و العصاة من اهل بيتك . يعنى خداى شفا داد نفس مرا از طغيان شما و اهل بيت شما . زينب در گريه افتاد و گفت : لعمرى قد قتلت كهلى و ابرت اهلى و قطعت فرعى و اجتثثت اصلى ، فان يشفك هذا فقد اشتفيت . سوگند به عمر من كه بكشتى پيران ما را و ضايع كردى اهل ما را و بريدى شاخ ما را و بيخ ما بكندى پس اگر شفاى تو در اين باشد به تحقيق شفا يافتى . ابن زياد گفت : ما للمرأة و الشجاعة ان لى عن الشجاعة لشغلا و لكن صدرى نفث بما قلت « 1 » ( قالت ) . يعنى كجا اين زن و اين همه دليرى بدرستى كه مرا از شجاعت بهرهء تمام
هامش
( 1 ) - ارشاد مفيد 2 / 115 - 116 گفتگوى حضرت زينب ( س ) را با ابن زياد اين گونه نقل كرده است فقال