تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
او نهادند و عباس را بر كنارهء فرات آنجا كه شهيد كرده بودند دفن كردند و باقى را قبرى كندند و جملهء شهدا را در آن قبر نهادند و حر بن يزيد را اقرباى او در جائى كه شهيد كرده بودند دفن كردند و قبرهاى شهداء معين نيست كه هر يك كدام است الّا آنكه لا شك حائر محيط است جمله از جانب پائين حسين عليه السّلام الّا آنكه على بن الحسين الاصغر نزديك‌تر است به پائين حسين عليه السّلام و بنو اسد بر قبائل عرب فخر آوردند كه ما نماز بر حسين عليه السّلام كرديم و دفن امام و اصحاب او كرديم . و گفته‌اند كه چون خيبر فتح شد رسول را جمعى يهودان بگريختند و به عراق آمدند و به نزديك كربلا منزل ساختند و بزرگ ايشان ابراهيم و روئيل نام داشتند چون لشكر از كربلا برفت ايشان بر بام خانه مىخفتند نظر ايشان به كربلا افتاد نورى ديدند كه از ابدان امام و شهداء بر مىآيد تا به آسمان رعايا را جمع كردند در روز دوم و گفتند اين قوم قوم بزرگ‌اند عند اللّه كه همه شب نور نازل مىشد بر سر ايشان ، بيائيد تا ايشان را دفن كنيم برفتند و ايشان را دفن كردند « 1 » . و چون روز دوم بود از قتل امام سر مبارك امام و شهداء به كوفه رسيد عبيد اللّه زياد در قصر الاماره بنشست و بار خاص و عام داد و سر حسين پيش او بردند لعين چون چشم بر سر امام انداخت از خرمى بخنديد قضيبى در دست داشت بر ثناياى امام مىزد زيد ارقم حاضر بود او از مشايخ كبار بود و از صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله بود گفت : ارفع قضيبك عن هاتين الشفتين ، فو اللّه الذي لا إله غيره لقد رأيت شفتى رسول اللّه ما لا احصيته يترشفهما . يعنى چوب خود بردار از اين دو لب پس به خدا سوگند كه نيست معبودى غير او كه به تحقيق ديدم دو لب رسول خداى بيشمار كه اين دو لب را مىمكيد و در گريه افتاد . لعين گفت : ابكى اللّه عينك أ تبكي لفتح اللّه و رسوله ، لو لا انك شيخ خرفت و ذهل عقلك ، لضربت عنقك . خداى چشم تو را بگرياند آيا گريه مىكنى براى فتح خداى به خدا كه آن نبودى كه پيرى و خرف شده‌اى و عقل تو رفته هرآينه گردنت بزدمى ، زيد برخاست به منزل خود رفت « 2 » .
هامش
( 1 ) - دفن امام حسين عليه السّلام توسط يك عده يهودى در تواريخ ذكر نشده است چون دفن ابدان مطهر شهيدان كربلا توسط بنى اسد و دفن بدن مبارك و مطهر سيد الشهدا عليه السّلام توسط امام زين العابدين عليه السّلام انجام گرفته است لان الامام لابلى امره الّا الامام . ( 2 ) - ارشاد مفيد 2 / 114 - 115 و بحار الانوار 45 / 116 .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 631 | عماد الدين حسن بن علي الطبري