تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨

فصل چهارم جلى فى مبدء القتال الى آخره

چون حرب در پيوست از لشكر حسين و از لشكر ملاعين يك يك مبارزت مىكردند و از لشكر حسين عليه السّلام مرد بود كه صد مرد را بكشت آن ملاعين چون چنان ديدند گفتند اگر يك يك حرب بكنيم يكى از ما زنده نماند صلاح در آن است كه به جميع حمله بريم عمرو بن الحجاج حمله كرد با لشكر كوفه بر ميمنهء لشكر حسين عليه السّلام لشكر حسين عليه السّلام نيزه‌ها راست كردند اسبهاى ايشان رميدند و ايشان منهزم گشتند چون لشكر كوفه منهزم شد اصحاب حسين عليه السّلام تير باران كردند و خلقى بسيار از ملاعين كشته شد . عمرو بن الحجاج آواز برآورد كه اى احمقان شما با مردان بصره مبارزت مىكنيد بر ايشان تير باران و سنگ باران كنيد عمر سعد گفت اين نيك رأيى است حر بن يزيد و مسلم بن عوسجه از اصحاب حسين كشته شدند . و شمر ذى الجوشن در ميسره لشكر بود حمله كرد و اصحاب حسين عليه السّلام با ايشان قتال عظيمى كردند چنان كه لشكر كوفه از آن بترسيد و همگى لشكر حسين عليه السّلام سى و دو تن سوار بودند و چهل تن پياده سواران و پيادگان حسين عليه السّلام بهر جانب كه حمله مىكردند لشكر ملاعين منهزم مىشدند و خلائق بر هم مىافتادند . عروة بن قيس فرياد برآورد كه سواران من جمله كشته شدند به دست اين نفر اندك تيراندازان بيامدند پانصد تن تير باران كردند جمله اسبهاى اصحاب حسين عليه السّلام زخم خوردند و مردان جمله مجروح گشتند و قتال عظيمى شد . شمر ذى الجوشن درآمد با لشكر خود زهير بن قين با ده تن به ايشان حمله كرد و به هزيمت داد الّا آنكه اگر از اصحاب حسين عليه السّلام يك تن كشته مىشد ظاهر بود به واسطه قلت ايشان و از لشكر كوفه اگر هزار تن كشته مىشد به جهت بسيارى ظاهر نمىشد و قتال مىكردند تا وقت زوال آفتاب حسين عليه السّلام چون ظهر شد نماز شدت الخوف بگذارد و از اصحاب او هيچ‌كس باقى نمانده الّا اقرباى او برادر و عم‌زادگان از اقربا . اول كسى كه بيرون آمد على بن الحسين بود و يك يك و دو دو مىرفتند و حرب مىكردند و سواران و پيادگان لشكر كفر مىكشتند و حسين عليه السّلام ايشان را كشته يا نيم‌كشته به در خيمهء زنان مىبرد و از پسران و عموزادگان و برادرزادگان بعد از آن خلق روى به حضرت حسين عليه السّلام كردند قتال عظيم بكرد و بىطاقت شد ملعونى تير بر پيشانى امام