بخت گرديد هم در دنيا و هم در آخرت و اگر انصاف من ندهيد از خود بدهيد : فاجمعوا امركم و شركاءكم ثم لا يكن امركم عليكم غمة ، ثم اقضوا الى و لا تنظرون ان وليى اللّه الذي نزل الكتاب و هو يتولى الصالحين .
پس جمع كنيد فرمانهاى شما و شريكان شما را و باز بايد كه نباشد امر شما بر شما پوشيده پس حكم كنيد به سوى من و مرا مهلت دهيد بدرستى كه ولى و ناصر من خدا است كه فرو فرستاد كتاب را و او دوست دارد صالحان را ، پس گفت نسبت من بدانيد و بنگريد كه من كيستم و با نفس خويشتن رجوع كنيد و ملامت نقس خودها بكنيد و بنگريد كه شما را جايز است كشتن من يا حرمت بردن من و مال به غارت بردن و عيال من به اسيرى گرفتن .
پس گفت هر كس كه مرا مىشناسد خود چنانست كه داند و هر كه نمىداند منم حسين بن على پسر دختر رسول خدا و پسر وصى رسول شما و پسر امام شما و پسر پسر عم رسول خدا پدر من على است و او اول كسى كه ايمان آورد و تصديق رسول كرد بدانچه از حق به خلق آورد و حمزه كه سيد شهداست عم پدر من است و جعفر طيار كه به دو پر با ملائكه در بهشت مىبرد عم من است و مادر من است دختر رسول خدا فاطمه زهرا رسول در حق من و برادر من گفت ايشان مهتر جوانان بهشتاند و گوشوارهء عرش و ريحانهء دل مناند اگر از من باور نمىداريد كه حق است و بر من اعتماد نداريد از جابر بن عبد اللّه انصارى و ابو سعيد خدرى و سهل بن ساعده و زيد بن ارقم و انس بن مالك و مانند ايشان كه در ميان شمااند و اين احاديث به كرات و مرات و آيات قرآن كه در شأن من و برادرم و پدرم آمده شنيدهاند و دانند بپرسيد كه ايشان بر اين گواهى دهند ، هيچكس از ايشان جوابى نگفت .
پس گفت يا اهل الكوفه آنچه از من شنيديد آيا شما را زاجر و مانعى نيست از قتل من و اهل بيت من و من از شما كسى را نكشتم كه قصاص مىطلبيد مالى از شما نبردهام كه عوض مىطلبيد فسادى در زمين كسى نكردم تا تأديب من مىكنيد هيچ جرمى و خطيهاى از من صادر نشد كه موجب قتل و ايذاى من باشد نه آيهء :
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
( رحمن 22 ) در حق من و برادر من نازل شد آيه مباهله :
فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ
( آل عمران 54 ) در حق من و برادر من و پدر من و مادر من نازل شد نه محبت من بر شما واجب است به آيهء :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى