تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
و انما الامر الى الجليل * و كل حى سالك سبيل
مرا معلوم شد كه مرگ بما نزول كرد من صبر كردم عمهء من طاقت نياورد ( و من شأن النساء الرقة و الجزع ) يعنى در شأن زنان است رقت دل و جزع كردن سر برهنه كرد و پيش برادر رفت نوحه‌كنان و فرياد برآورد : اليوم ماتت امى فاطمة الزهراء ، و ابى على ، و اخى الحسن يا خليفة الماضى و ثمال الباقى . كاشكى مرگ بازگرفتى از من زندگانى را امروز مرده مادر من فاطمه الزهراء ، و پدر من على مرتضى و برادرم حسن اى خليفهء گذشته و فرياد رس كار گذرانيده و امثال اين جزع‌ها مىكرد . حسين عليه السّلام گفت : يا اختاه لا يذهبن حلمك الشيطان يعنى شيطان بايد حلم تو نبرد و آب به چشم آورد گفت اى خواهر : لو ترك القطا لنام : يعنى اگر بگذارند قطا را خواب كند زينب بىهوش شد پدرم آب خواست و بر روى او زد تا به هوش بازآمد و گفت . اى خواهر ، اتقى اللّه و تعزّى بعزاء اللّه و اعلمى ان اهل الارض و السماء لا يبقون ، و ان كل شىء هالك الا وجهه الذي خلق الخلق بقدرته و اليه يعود و هو واحد . بترس از خداى و صبر كن صبرى كه خداى فرموده بدان كه اهل زمين و آسمان جمله بميرند و باقى نمانند بدرستى كه هر چيزى هلاك شونده است مگر ذات او كه بيافريد خلق را به قدرت خود و بسوى او بازمىگردد خلق و اوست تنها و يگانه و پدرم و مادرم بهتر از من بودند جمله بمردند و او را ساكن كرد و از خيمه بيرون رفت و فرمود كه طناب خيمه‌ها در هم كشيد و به هم نزديك شويد تا عدو ناگاه شبيخون نياورد و قرآن بخوانيد و استغفار كنيد كه شب آخرين عمر ماست .

فصل دوم در ترتيب كردن حرب آن روز با حسين عليه السّلام

سى و دو سوار بودند و چهل پياده « 1 » حسين عليه السّلام ميمنه لشكر خود به زهير داد و
هامش
( 1 ) - در تعداد ياران با وفاى حضرت سيد الشهداء عليه السّلام بين مورخين اختلاف است كه ذيلا به آنها اشاره مىشود : الف : 72 نفر كه مورخين زيادى قائل به اين قول هستند . ب : 73 نفر ، اعلام الورى . ادامه در صفحه بعد
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 624 | عماد الدين حسن بن علي الطبري