آن لعينه جعده به خانه مروان رفت و مروان او را به شام فرستاد . معاويه جمله حالها از او پرسيد و گفت اى لعينه از خدا و رسول شرم نداشتى كه با فرزند رسول چنين كردى بفرمود تا او را به خرهء « 1 » بردند و آنجا هلاك كردند آن شقيه لعينه خسر الدنيا و الآخرة شد .
فصل شانزدهم فى قتل معاوية عايشه را
چون معاويه به مكه رسيد تا براى يزيد بيعت بستاند و جمله عراق و حجاز بر او و بر يزيد بيعت كرده بودند عايشه تهديد فرستاد بر وى كه برادرم محمد بن ابى بكر را كشتى و براى يزيد بيعت مىستانى . عمرو عاص گفت يا معاويه اگر عايشه بر تو تشنيع زند خلق بر تو خروج كنند كار درياب .
معاويه ابو هريره و شرحبيل را با هداياى بسيار به وى فرستاد به چند نوبت و وعدهها داد كه به او صلح كند و برادر او عبد الرحمن بن ابى بكر را ولايت دهد و امثال اين روزى پيام فرستاد كه توقع است كه ام المؤمنين ما را به تشريف خود مشرف سازد و چاهى بكند و به آهك پر كرد و فرشى گرانمايه آنجا بگسترد و كرسى بر سر آن نهاد و وقت نماز خفتن او را بخواند و گفت چندين هزار دينار نثار خواهم كرد .
عايشه بيرون آمد با غلامى هندى و بر خر مصرى سوار شده معاويه او را اعزاز كرد و بدان كرسى اشارت كرد كه بنشيند چون در آنجا نشست فرو شد به چاه در حال معاويه گفت تا غلام و خر را هم بكشتند و هم در آن چاه انداختند و خاك انباشتند مردم در اختلاف افتادند برخى گفتند عايشه به مدينه رفت بعضى گفتند به يمن رفت و حسين عليه السّلام اين حال مىدانست و جماعت خاصان معاويه ، حسين عليه السّلام تركه او را به وارثان او داد « 2 » .
فصل هفدهم فى يزيد اللعين و قتله للحسين عليه السّلام و اصحابه
چون معاويه بمرد يزيد هفت روز تعزيت داشت روز هفتم خطبه بخواند و خلق را به
هامش
( 1 ) - خره : گل تيره و چسبناك ، لامى ، لجن .
( 2 ) - اوائل الاشتباه و انساب الاشراف بنا به نقل طرائف سيد بن طاووس 2 / 220 با اندكى اختلاف .