و معاويه خطبا و مؤذنان شام را بخواند و گفت بايد كه بعد از خطبه و بانگ نماز بر على لعنت كنيد تا اين معنى در تمام عالم سنتى شود و عمر عبد العزيز اين معنى را كه لعنت است از ميان خلق برداشت جملهء خلق مىگفتند : غيرت السنّة و بدلت السنة « 1 » .
صاحب كتاب فردوس گويد : اول من يختصم يوم القيمة بين يدى اللّه على « 2 » . اول كسى كه خصمى كند در روز قيامت پيش خداى على خواهد بود با معاويه كما قال تعالى :
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ
( مزر 32 ) باز شما در روز قيامت نزد پروردگار خود با هم خصمى مىكنند .
فصل پانزدهم در زهر دادن معاويه حسن عليه السّلام را
چون امير المؤمنين به جوار رحمت ايزد پيوست حسن عليه السّلام به منبر برآمد و خطبه بخواند و گفت دوش مردى از جهان مفارقت كرد كه تا زنده بود از ذكر خداى تعالى خالى نبود و هيچكس از سابقان و لاحقان بر او سبق نبرد و تا رسول زنده بود به اوامر و نواهى او قيام نمود و به سبب جهاد او عمود اسلام بر جاى بماند و چون رسول او را به لشكر فرستاد جبرئيل بر دست راست و ميكائيل بر دست چپ و نصرت خداى تعالى در پيش او بود و در هيچ حربى منهزم نشد در شبى متوفى شد كه عيسى بن مريم را در آن شب به آسمان بردند و وصى موسى يوشع بن نون در آن شب متوفى شد و از زر و سيم هيچ چيز از او بازنماند مگر هفتصد درهم از بقاياى صدقات و مرا وصيت كرد كه از براى دختران او به خادمهء او دهم و گريه در گلوى افتاد حسن را و خلق جمله بگريستند .
گفت : انا بن البشير ، انا بن النذير ، انا ابن الداعى الى اللّه باذنه ، انا بن السراج المنير ، انا من اهل بيت اذهب اللّه عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا ، انا من اهل بيت افترض اللّه حبهم ، فقال عز قائل : قل لا اسألكم عليه اجرا الا المودة فى القربى ، و الجنة مودتنا اهل البيت « 3 » .
منم پسر بشارت دهنده به بهشت منم پسر بيم دهنده از عذاب منم پسر خوانندهء مردم
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 13 / 153 .
( 2 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 236 از خود امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده است .
( 3 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 16 / 224 .