فصل چهاردهم جلى فى وفات معاوية
در آخر مرض كه به مقر خود و اصل شد اين خطبه خواند كه : أيها الناس ان من زرع قد استحصد و انى قد وليتكم يزيد و لن وليتكم احد بعدى الّا هو شر منى ، كما كان من قبلى خير منى « 1 » . اى مردم بدرستى كه هر كه بكارد بدرود و بدرستى كه من والى شما گردانيدم يزيد را و هرگز شما را والى نشود احدى بعد از من مگر آنكه از من بدتر باشد چنان كه هر كه پيشتر از من بوده از من بهتر بوده و حالها بگفت و وصيتها كرد و در جمله عراق و حجاز و شام براى يزيد كافر بيعت بستد و با يزيد گفت من از عمرو عاص بيعت نتوانم ستد چون از تجهيز من فارغ شوى بگوى كه پدرم مرا وصيت كرده كه عمرو عاص او را به خاك سپارد و چون او نعش مرا به گور فرو برد تو نيز اندرون گور روى و او را به قتل ترسانى و بيعت بگيرى .
پس چون به اين حيله عمرو عاص بگور رفت كه معاويه را به خاك سپارد يزيد شمشير بكشيد و گفت بيعت كن و الّا گردنت مىزنم و با پدر در گور نهم چنان كه معاويه وصيت كرده بود يزيد لعين بجاى آورد عمرو عاص لگدى چند بر معاويه زد و گفت به خداى كه اين حرامزاده نمىدانست تو آموختى او را « هذا ايضا من مكرك عشت لعينا و مت لعينا سعر اللّه لك نار جهنم » گفت اين هم از مكر تست زنده بودى ملعون و مردى ملعون خداى بتاباد بر تو آتش جهنم را « 2 » .
و يزيد لعين بعد از دفن پدر بر منبر رفت و گفت : ان ابى اوصانى ان احذر من مال ابى تراب « 3 » . پدر من مرا وصيت كرد كه من حذر كنم از مال ابو تراب و معاويه در وصيت گفت يا يزيد كه حسين عليه السّلام را مكش نه از براى آنكه تو را خطيه باشد بلكه از براى آنكه اهل عراق بر تو تشنيع كنند به قتل او بلكه او را در زندان كن تا در زندان بميرد و اين دليل است كه معاويه بر كفر بود .
هامش
( 1 ) - تاريخ الاسلام ذهبى 3 / 267 و 323 بنا به نقل موسوعه امام حسين عليه السّلام 1 / 130 .
( 2 ) - اين مطالب با واقعيات تاريخى مغايرت دارد چه آنكه عمرو عاص قبل از معاويه مرده بود . تاريخ طبرى 4 / 137 و كامل ابن اثير 3 / 287 حوادث سال 43 . بعلاوه يزيد هم موقع دفن معاويه در دمشق نبود بلكه در منطقه حوارين به شكار رفته بود . فتوح ابن اعثم 4 / 358 .
( 3 ) - فتوح ابن اعثم 5 / 9 با اندكى اختلاف .